و باز گشتن گاه نيكو .
«
كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ »
چنانك [ پيشينيان را فرستاديم ] ترا فرستاديم ، «
فِي أُمَّةٍ »
در امّتى [ كه جهان در آن ايشانند ] ، «
قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ »
كه گذشت پيش ايشان [ امتهايى كه از ما رسولان آمد بايشان ] ، «
لِتَتْلُوَا عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ »
تا بر ايشان خوانى آنچ پيغام داديم به تو ، «
وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ »
و ايشان بنام برد رحمن و ياد كرد او كافر ميشوند ، «
قُلْ هُوَ رَبِّي »
بگو رحمن خداوند منست ، «
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
نيست خدايى جز او ، «
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ »
پشت به او باز كردم ، «
وَ إِلَيْهِ مَتابِ ( 30 ) »
و بازگشت من به اوست .
«
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً »
اگر هرگز قرآنى بودى ، «
سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ »
كه بان كوه روان كردندى « 1 » ، «
أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ »
يا به آن زمين بريدندى ، «
أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى »
يا بان مرده را سخن شنوانيدندى [ اين قرآن بودى ] ، «
بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً »
بلكه خدايراست فرمان و كار همه ، «
أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا »
بجاى نيازند يك بار گرويدگان ، «
أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً »
كه اگر اللَّه تعالى خواستى همه ناگرويدگان را راه نمودى بيكبار ، «
وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا »
و هميشه كافران و ناگرويدگان ، «
تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا »
مى رسد بايشان بفعل بد كه كردند [ و كافر شدند ] ، «
قارِعَةٌ »
مصيبتى سخت و داهيهاى صعب ، «
أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ »
يا تو فرود آيى ناگاه بر در سراى ايشان ، «
حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ »
صبر كن تا وعدهاى كه اللَّه تعالى داد بيايد [ و فتح مكه بود ] ، «
إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ ( 31 ) »
اللَّه تعالى كژ نكند وعدهء خويش .
«
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ »
و افسوس كردند بر فرستادگان پيش از تو ، «
فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا »
درنگ دادم كافران را ، «
ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ »
آن گه فرا گرفتم ايشان را ، «
فَكَيْفَ كانَ عِقابِ ( 32 ) »
چون بود سرانجام نمودن من
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : روانيدنديد .