جوانمرد وفا و حسن العهد از آن مرغك بياموز كه جان خويش در سر وفاء عهد سفيان ثورى كرد :
در آن عهد كه سفيان ثورى را بتهمتى در حبس باز داشتند بلبلى در قفسى بود ، چون سفيان را بديد زار زار سرائيدن گرفت روزى سفيان آن بلبل را بخريد و بها بداد و دست بداشت تا هوا گرفت ، پس از آن در مدت زندگانى سفيان هر روز بيامدى و نالهاى چند بكردى آن گه راه هوا گرفتى ، چون سفيان از دنيا برفت و او را دفن كردند آن بلبل را ديدند كه بر سر تربت سفيان فرو آمد و بارى چند به درد دل و سوز جگر بسرائيد و در خاك بغلتيد تا قطرههاى خون از منقار وى روان شد و جان بداد .
اى مسكين تو پندارى كه شربت عشق ازل خود تو نوشيدهاى يا عاشق گرم رو درين راه خود تو خاستهاى ، اگر تو پندارى كه خداى را جلّ جلاله درين ميدان قدرت چون تو بندهاى نيست كه وى را به پاكى بستايد ، گمانت غلط است و انديشه خطا ، كه اگر پردهء قهر از باطن اصنام بى جان بردارند و لگام گنگى از سر اين در و ديوار و درختان فرو كنند ، چندان عجايب تسبيح و آواز تهليل شنوى كه از غيرت سر در نقاب خجلت خويش كشى و به زبان عجز گويى :
پنداشتمت كه تو مرا يك تنهاى * كى دانستم كه آشناى همهاى
4 - النوبة الاولى
( 13 / 38 - 28 )
قوله تعالى : «
الَّذِينَ آمَنُوا »
ايشان كه بگرويدند ، «
وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ »
و مىآرامد دلهاى ايشان به ياد خدا ، «
أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ( 28 ) »
بدانيد كه ياد كرد خداى آنست كه به آن دلها آرامد .
«
الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
ايشان كه بگرويدند و كارهاى نيك كردند ، «
طُوبى لَهُمْ »
ايشانراست زندگانى خوش ، «
وَ حُسْنُ مَآبٍ ( 29 ) »