تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
سجود طوعى آنست كه محض فرمانرا و اجلال عزّت حق را كند ، نه در آن شوب طمع بود نه اميد عوض ، نه بيم از محنت ، شخص در سجود و دل در وجود و جان در شهود ، شخص با وفا و دل با جفا « 1 » و جان با صفا . آن صدر طريقت بو يزيد بسطامى را بخواب نمودند كه يا بايزيد : خزائننا مملوّة من العبادة ، تقرّب الينا بالانكسار و الذلّة - در گاه ما را ركوع و سجود بى انكسار دل و صفاء جان به كار نيايد كه خزائن عزّت ما خود پر از ركوع و سجود خداوندان دلست ، چون بدرگاه ما آيى درد دل بر جام جان نه و به حضرت جانان فرست كه درد دل را بنزديك ما قدريست . پير طريقت گفت : توحيد در دلهاى مؤمنان بر قدر درد دلها بود ، هر آن دلى كه سوخته تر و درد وى تمامتر با توحيد آشناتر و به حق نزديكتر :
بى كمال سوز دردى نام دين هرگز مبر * بى جمال شوق و صلى تكيه بر ايمان مكن

3 - النوبة الاولى

( 13 / 27 - 17 ) قوله تعالى : «
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً »
فرو فرستاد از آسمان آبى ، «
فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ »
برفت رودهاى آب ، «
بِقَدَرِها »
باندازهء آن [ رودبار چندان كه بر تاوست « 2 » و در آن گنجيد ] ، «
فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً »
بر سر گرفت سيل كفى ايستاده بر سر آب ، «
وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ »
و از آن چيزها كه آتش مىفروزند بر آن ، «
ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ »
بطلب و جستن زيورى يا پيرايه‌اى ، «
زَبَدٌ مِثْلُهُ »
هم كفى است راسب « 3 » در زير آن چنانك آن كف است رابى « 4 » بر سر آب ، «
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ »
چنان « 5 » مىزند اللَّه تعالى حق و باطل را مثل ، «
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً »
اما كف [ زيرين بشود آن بباز انداخت سيل آن را ] بكران رود ،
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : باحيا . ( 2 ) - برتاوست : توانايى داشت . ( 3 ) - راسب : هر چيز كه در ته آب نشيند . ( 4 ) - رابى : فزون شونده و جنبنده . ( 5 ) - نسخهء ج : چنانست