پوشيدهء اصطناع است ، جوشن
« وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي »
گرد وى در آمده « 1 » و قضا و قدر هر دو دست در هم داده و او را بر آن داشته كه آن تيرى كه پروردهء چهارصد سال عبادت بود از كنانهء اخلاص بدست دعوت بر آورد و در كمان اجابت نهاد ، ببازويى كه پروردهء اسم اعظم بود در كشيد و بى محابا بر قدم موسى زد تا موسى چهل سال در تيه بماند ، از آنجا كه رخت بر گرفتى همانجا رخت بنهادى ، موسى دل تنگ گشت گفت مرا چه بود كه در تيه بماندهام ، گفتند تير بلعام بر قدم تو آمده است ، موسى گفت و ما را خود دعائى مستجاب نيست ؟ گفتند هست ، هر آنچ بايد بخواه . گفت اى بلعام بد مرد ما را نيز در كنانهء كليمى تير دعوتى است كه در هر كه اندازيم دمار وى برآريم ، آن گه يد بيضا در كنانهء كليمى كرد ، تير استقامت بر كشيد ، در كمان :
« اشْرَحْ لِي صَدْرِي »
نهاد ، ببازوى :
« سَنَشُدُّ عَضُدَكَ »
در كشيد ، بر سينهء بلعام زد ، گفت الهى در بهينه وقت ، بهينه چيز ازو وا ستان ، گفت بهينه وقت اينست و بهينه چيز ايمانست ،
« فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ »
ايمان ، مرغ وار از آن بيچاره بر پريد و اسم اعظم از وى روى بپوشيد .
اينست كه ربّ العالمين گفت : «
وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ »
اى اذا اراد اللَّه بقوم سوء وفر دواعيهم حتّى يعلموا و يختاروا ما فيه بلاؤهم فيمشوا الى هلاكهم بقدمهم . كما قال قائلهم :
الى حتفى مشى قدمى * ارى قدمى اراق دمى
«
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً »
بر زبان تفسير ، سجود كافر سجود كره است از آنك بوقت محنت در حال شدت دفع گزند خويش را سجود كند و تواضع نمايد « 2 » ، چنانك مصطفى ( ص ) حصين خزاعى را گفت :
كم تعبد اليوم الها : فقال سبعة ، واحدا فى السّماء و ستّة فى الارض ، فقال أيّهم تعدّه لرغبتك و رهبتك ؟ - قال الّذى فى السّماء .
بر مقتضى اين قول ، هر كه خداى را سجود كند طمعى را ، جلب نفعى يا دفع ضرّى را ، آن سجود كراهيّت است نه سجود طواعيّت ،
هامش
( 1 ) - در نسخهء ج اين جمله اضافه است : قبلهء او را تاب ندارى .
( 2 ) - نسخهء ج : سجود كردند و تواضع نمايند .