تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
از افعال بنده از خيرات و صدقات اين قضا بگردد و فريشتگان بنده را به اين قضا باز گذارند ، چنانك در خبر است : « فاذا جاء القدر خلوا بينه و بينه » ، امّا قضاء جايز آنست كه : قضى مجيئه و لم يقض حلوله وقوعه بل قضى صرفه بالتّوبة و الدّعاء و الصّدقة و الحفظة ، و از اينجا گفته‌اند : « الصدقة ترد البلاء » . و در روزگار عيسى ( ع ) مردى گازر جايى بگذشت ، عيسى درو نگرست ، بديدهء معجزت آن قضاء جايز بديد كه روى بوى نهاده ، عيسى گفت اين مرد همين ساعت از دنيا برود ، ساخته باشيد تا بر وى نماز كنيم ، آن گازر رفت بشغل خويش و آن ساعت در گذشت و گازر باز آمد ، حواريان گفتند يا نبىّ اللَّه آن ساعت گذشت و مرد زنده است حكم تو از كجا بود ، عيسى ( ع ) آن مرد را پرسيد كه اين ساعت چه خير كردى ؟ گفت دو درويش را ديدم گرسنه و دو قرص داشتم بايشان دادم ، گفت از آن پس چه ديدى ؟ گفت پشته‌اى كه داشتم در ميان آن مارى سياه بود از آنجا بيرون آمد بندى محكم بر دهن وى نهاده ، عيسى گفت آن قضاء جايز بود صدقه آن را بگردانيد . و ربّ العزّه در ازل همين حكم كرده كه چون بنده صدقه دهد بلا از وى بگرداند ، و يشهد كذلك قصّة يونس ( ع ) . «
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
- عيّروا السنتهم عن حقايق ذكره ، فغيّر قلوبهم عن لطائف برّه ، ورد زبان و وارد دل در هم بسته و بهم پيوسته ، تا اوراد اذكار بر زبان بنده روانست ، واردات انوار در دل وى تابانست ، و تا جوارح و اركان بنده بنعت ادب در نماز است جان و روان وى در حضرت راز و نازست . و بر عكس اين تا بر زبان بنده بيهده ميرود ، دل وى در غفلت مىبود و تا قدم از دايرهء فرمان بدر مىنهد ، حلاوت ايمان بدل وى راه نيابد ، «
وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ »
لكن چون اللَّه تعالى خواهد كه دل وى نهبهء شيطان شود و بدام ابليس آويخته گردد ، جهد وى چه سود دارد و حكم ازل را رد كى تواند . بلعام باعورا چهار صد سال در تسبيح و تقديس عمر بسر آورده بود و چهارصد مسجد و رباط بنا كرده بود و در پناه اسم اعظم راه اخلاص رفته بود ، هواء نفس او برو مستولى گشت تا دعائى كرد بر موسى ، او را گفتند اى بلعام اگر تو تيرى در موسى اندازى او