يكتايى او ] ، «
وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ ( 13 ) »
و اللَّه تعالى سخت مكر است و زود كار « 1 » .
«
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ »
اوست كه او را خداى خوانند و سزد ، «
وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ »
و ايشان كه [ دشمناناند ] خداى ميخوانند ايشان را فرود از اللَّه ، «
لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ »
ايشان را به كار نيايند و پاسخ نكنند هيچيز ، «
إِلَّا كَباسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْماءِ »
مگر چون كسى كه دست زند به آب [ كه آن را درد و قبضهء خويش با دهن خويش آرد ] «
لِيَبْلُغَ فاهُ »
تا بدهن او رسد [ يا به دو دست خويش آب را با خود خواند ] ، «
وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ »
و آب بدست نمودن يا بقبضه گرفتن بدهن نرسد ، «
وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ »
و نيست اين باز خواند كافران [ كه جز از خداى ميخوانند ] ، «
إِلَّا فِي ضَلالٍ ( 14 ) »
مگر در ضايعى و بيهودگى و گمراهى .
«
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ »
و خداى را سجود مىكند ، «
مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
هر كه در آسمان و زمين است ، «
طَوْعاً وَ كَرْهاً »
[ مؤمنان ] بخوش كامگى و فرمانبردارى و [ بيگانگان ] بناكامى ، «
وَ ظِلالُهُمْ »
و سايههاى ايشان [ سجود ميكنند بر رغم ايشان ] ، «
بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ ( 15 ) »
بامداد سوى غرب و شبانگاه سوى شرق .
«
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
گوى كيست خداوند هفت آسمان و هفت زمين ، «
قُلِ اللَّهُ »
هم تو گوى اللَّه تعالى است ، «
قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ »
بگو شما پس فرود « 2 » ازو خدايان گرفتيد ، «
لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ »
كه نتوانند و ندارند تنهاى خويش را ، «
نَفْعاً وَ لا ضَرًّا »
نه [ آورد ] سودى و نه [ باز برد ] گزندى ، «
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ »
بگو يكسان بود نابينا [ اى حق بين ] و بينا [ ى حق بين ] ، «
أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ »
يا هرگز يكسان بود تاريكى و روشنايى [ يا گمراهى و راست راهى ] ،
هامش
( 1 ) - نسخه ج : زود كار و نهمارگير
( 2 ) - نسخهء ج : جز