آن بزرگ پاك بى عيب برتر .
«
سَواءٌ مِنْكُمْ »
يكسانست از شما ، «
مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ »
آن كس كه نهان دارد سخن خويش ، «
وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ »
يا آشكارا و ببانگ ، «
وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ »
و يكسانست از شما آن كس كه پوشيده است در زير جامهء شب و نهان گشته در شب تاريك ، «
وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ ( 10 ) »
و آن كس كه آشكارا رواست بروز .
«
لَهُ مُعَقِّباتٌ »
خداى را فريشتگانىاند [ پياپى روزى و شبى ] ، «
مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ »
پيش بنده و پس او ، «
يَحْفَظُونَهُ »
ميكوشند بنده را «
مِنْ أَمْرِ اللَّهِ »
[ از كارهايى كه به زمين مىبود ] بفرمان اللَّه [ تا نرسد مگر بآنك اللَّه خواهد كه به او رسد ] ، «
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ »
تغيير نكند و بنگرداند آنچه قومى دارند و در آن باشند از نيكويى حال ، «
حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
تا ايشان تغيير كنند و بگردانند آنچه بر دست دارند از نيكويى افعال ، «
وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً »
و چون خدا بقومى بدى خواهد ، «
فَلا مَرَدَّ لَهُ »
بازداشت و باز پس برد نيست آن را ، «
وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ ( 11 ) »
و ايشان را جز ازو خداوندگارى و كارسازى نيست .
«
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ »
اللَّه اوست كه مينمايد شما را درخش «
خَوْفاً وَ طَمَعاً »
بيم [ مسافر را ] و اميد [ كشاورز ] را ، «
وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ ( 12 ) »
و مىسازد ميغهاى گرانبار پر آب .
«
وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ »
و تسبيح مىكند و خداى را مىستايد رعد به حمد او ، «
وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ »
و فريشتگان هم مىستايند او را از بيم او ، «
وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ »
و مىگشايد در هوا گاه گاه درخش « 1 » با آواز و آتش سوزان ، «
فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ »
مىرساند چيزى از آن بآنكس كه خواهد ، «
وَ هُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّهِ »
و ايشان كه [ دشمنانند ] پيكار مىكنند با خداى تعالى [ در
هامش
( 1 ) - نسخه ج : درخشيدن