تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
الآخرة و ان وليتم عمر فقوىّ امين لا تأخذه فى اللَّه لومة لائم و ان وليتم عليّا فهاد مهدىّ .

النوبة الثالثة

بسم اللَّه الرحمن الرحيم - ما استقلّت القلوب الّا بسماع بسم اللَّه ، ما استنارت الارواح الّا بوجود جمال اللَّه ، ما طربت الاشباح الّا بشهود جلال اللَّه .
يا موضع الباطن من ناظرى * و يا مكان السرّ من خاطرى يا جملة الكلّ الّتى كلّها * كلّى من بعضى و من سائرى
اى نامدارى كه نامت يادگار جانست و دل را شادى جاودانست ، روح روح دوستانست و آسايش غمگنانست ، عنوان نامه‌اى كه از دوست نشانست و مهر قديم بر وى عنوانست ، نامه‌اى كه از قطعيّت امانست و بى قرار را درمانست ، تاج دولت ازلست و شادروان سعادت ابد ، در هفت آسمان و هفت زمين هر كه او نامى يافت ازين نام يافت ، دولتى آن كس شد كه آفتاب انوار اين نام برو تافت .
هر كه نام كسى يافت ازين درگه يافت * اى برادر كس او باش و مينديش از كس
هر كه مقبول حضرت الهيّت آمد به اقرار اين نام آمد ، هر كه مهجور و مطرود سطوت عزّت آمد بانكار وى آمد ، يضلّ به كثيرا و يهدى به كثيرا . پيرى مريد را وصيّت ميكرد كه اگر همهء ملك موجودات بنام تو باز كنند ، نگر تا بى توقيع بسم اللَّه بدان ننگرى كه آن را وزنى نيست ، و اگر جبرئيل و حملهء عرش بچاكرى تو كمر بندند تا سلطان اين نام داغى از خود بر جانت ننهد بدان كه آن را محلّى نيست ، هر جانى كه عاشق‌تر بود او را اسيرتر گيرد ، هر دل كه سوخته‌تر بود رختش زودتر بغارت برد .
گفتم كه چو زيرم و بدست تو اسير * بنواز مرا مزن تو اى بدر منير گفتا كه ز زخم من تو آزار مگير * در زخمه بود همه نوازيدن زير