تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
و قد سبق بيانه ، «
وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ »
معنى السّخرة ان يكون مقهورا مدبّرا لا يملك لنفسه ما يخلّصه من القهر - مىگويد آفتاب و ماه را روان و فرمانبردار كرديم تا همى روند در مجارى خويش و همى برند درجات و منازل نام زد كردهء خويش كه به آن در نگذرند تا شما بر رفت ايشان سال و ماه و روزگار همى دانيد و حساب معاملات همى كنيد ، اينست معنى «
كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى »
بيك قول ، و بقول ديگر كلّ يجرى لاجل مسمّى ، اى كلّ واحد منهما يجرى الى وقت معلوم و هو فناء الدّنيا و قيام السّاعة الّتى عندها تكوّر الشمس و يخسف القمر و تنكدر النجوم ، «
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ »
يقضيه وحده ، و قيل يبعث الملائكة بالوحى و الرزق ، «
يُفَصِّلُ الْآياتِ »
يبيّن الآيات الدّالّة على وحدانيّته ، و قيل يبيّن آيات القرآن ، «
لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ »
كى تتفكروا يا اهل مكّة فتعرفوا قدرته على البعث و الاعادة . «
وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ »
اى بسطها من تحت الكعبة ليثبت عليها اقدام الخلق ، اين آيت دليلست كه شكل زمين بسيط است نه بر مثال كره ، ربّ العزّه از زير كعبه پهن باز كشيد بر يك طبقه ، آن گه شكافته كرد آن را و هفت طبقه ساخت فذلك قوله :
« كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما »
پس ربّ العالمين فريشته‌اى فرستاد از زير عرش تا به زير اين طبقه‌هاى زمين در شد و آن را بر دوش خود گرفت ، يك دست آن فريشته سوى مشرق ديگر دست سوى مغرب و هر دو طرف زمين به دو دست خود استوار بگرفته ، فريشته در نگرست قدم خود ديد بر هوا معلّق ايستاده و به هيچ قرارگاه نرسيده تا ربّ العزّه از فردوس گاوى فرستاد كه وى را چهل هزار سير و است و چهل هزار قائمه و برزهء آن گاو قرارگاه قدم فريشته ساخت ، و مىگويند سروهاى « 1 » گاو از اقطار زمين در گذشته است و هر دو بينى گاو روى ببحر دارد ، و هو يتنفّس كلّ يوم نفسا فاذا تنفّس مدّ البحر و اذا مدّ نفسه جزر ، و آن گاو قدم بر هيچ قرارگاه نداشت چنانك فريشته نداشت تا ربّ العزّه زير وى صخره‌اى آفريد سبز برنگ ياقوت چندانك هفت آسمان و هفت زمين تا قدم گاو بر آن صخره قرار
هامش
( 1 ) - سرو : شاخ