گروهى را كه [ در نگرند و ] انديشه كنند .
«
وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ »
و در زمين پارههايى است از يكديگر نزديك ، «
وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ »
و رزانى از انگورها « 1 » ، «
وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ »
و كشت زار و خرما بنان ، «
صِنْوانٌ »
درختان دو ساق و سه ساق و چهار ساق ، «
وَ غَيْرُ صِنْوانٍ »
و يك ساق ، «
يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ »
از يك آب همه را آب ميدهند ، «
وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ »
و ما لختى را از آن بر ديگر فضل مىدهيم در شيرينى و نيكويى و بزرگى و هموارى و در رنگ و بوى و طعم و جنس ، «
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ »
در آن نشانهايى روشن است ، «
لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ( 4 ) »
ايشان را كه دريابند .
«
وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ »
و اگر شگفت دارى شگفتست سخن ايشان ، «
أَ إِذا كُنَّا تُراباً »
باش ما آن گه كه خاك گرديم ، «
أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ »
باش ما در آفرينش نو خواهيم بود ، «
أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ »
ايشان آنند كه خداوند خويش را [ نمىشناسند ] كافر شدند [ به او ] ، «
وَ أُولئِكَ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ »
و ايشان آنند كه فلهاست [ فردا ] در گردنهاى ايشان « 2 » ، «
وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ »
و ايشانند كه آتشيانند ، «
هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 5 ) »
ايشان در آن جاودان .
«
وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ »
برستاخيز مىشتابند ناگرويده و ايمان نياورده [ و رستاخيز عقوبت ايشانست و روز بد ايشان ] ، «
وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ »
و گذشت پيش از ايشان [ مكذّبان پيشينيان را ] ، «
الْمَثُلاتُ »
عقوبت هاى گوناگون [ كه ايشان از پيشينيان به نيستند و نه قوىتر ] «
وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ »
و خداوند تو با آمرزگارى خداونديست مردمان را ، «
عَلى ظُلْمِهِمْ »
با آن ستم كه ايشان بر خود مىكنند [ از گناه خويش ] ، «
وَ إِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقابِ ( 6 ) »
و خداوند تو سخت عقوبتست [ دشمنان را ] .
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : رزها از انگورها الوان .
( 2 ) - نسخهء الف : كه فردا غلها بر گردن ايشان نهند در آن جاودان .