تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
باز نمودن كه پاكى و بى عيبى ] و سزاوارى خداى راست ، «
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( 108 ) »
و من نه از انباز گيران و همتا گويانم . «
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ »
و نفرستاديم پيش از تو بپيغام ، «
إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرى »
مگر مردانى از شهرهاى پراكنده ، پيغام رسانيده مىآمد بايشان ، «
أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ »
بنروند در زمين ، «
فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ »
تا بينند كه چون بود سرانجام ايشان كه پيش از ايشان بودند ، «
وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ »
و براستى كه سراى آن جهانى به ، «
لِلَّذِينَ اتَّقَوْا »
ايشان را كه [ از انباز گفتن خداى را و از ناپسند او ] بپرهيزيدند ، «
أَ فَلا تَعْقِلُونَ ( 109 ) »
در نمىيابند كه چنين است . «
حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ »
تا آن گه كه نوميد شدند پيغامبران [ از گرويدن قوم خويش ] ، «
وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا »
و چنان دانستند كه ايشان را دروغ زن گرفتند [ و كس ايشان را استوار نخواهد داشت ] ، «
جاءَهُمْ نَصْرُنا »
آن گه كه بايشان آمد يارى دادن ما ، «
فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ »
تا برهانيم او را كه خواهيم ، «
وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا »
و باز داشته نيايد زود گرفتن ما [ چون هنگام آيد ] ، «
عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ ( 110 ) »
از گروه بدكاران [ كافران ] . «
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ »
در قصّه‌هاى [ پيغامبران و امم ] ايشان عبرتيست و پند دادنى ، «
لِأُولِي الْأَلْبابِ »
خردمندان و خداوندان مغز را ، «
ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى »
اين حديث نه فرا ساخته و نهاده است ، «
وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ »
لكن استوار داشتن و راست گوى گرفتن تورات و انجيل است ازين پيش ، «
وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ »
و پيدا كردن هر چيز كه در تصديق مصدّق را در مىبايد ، «
وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ( 111 ) »
و راه نمونى و بخشايشى ايشان را كه مىگرويدند .