تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
و انّى لاستهدى الرّياح نسيمكم * اذا اقبلت من نحو كم بهبوب و اسألها حمل السّلام اليكم * فان هى يوما بلّغت فاجيبى
«
فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ أَلْقاهُ عَلى وَجْهِهِ »
الآية . . . لو القى قميص يوسف على وجه من فى الارض من العميان لم يرتدّ بصرهم و انما رجع بصر يعقوب بقميص يوسف على الخصوص لانّ بصر يعقوب ذهب بفراق يوسف و انما يرجع بقميص يوسف بصر من ذهب بصره بفراق يوسف ، يعقوب را مهر يوسف با روح آميخته بود و دار الملك روح دماغست و قوّت وى در چشم و صفاء ناظر ازو ، و چون يوسف برفت با وى جمال نظر و صفاء بصر برفت ، كه آن قوّت و آن صفا ذات يوسف و بوى يوسف مىداشت ، چون برفت با خود ببرد ، لا جرم چون پيراهن به يعقوب رسيد بوى يوسف باز آمد ، آن صفاء بصر باز آمد ، تا بدانى از روى حقيقت كه محبوب بجاى چشم و روح است ، فراق وى نقصان چشم و روح است و وصال وى مدد « 1 » چشم و روح است .
گفتم صنما مگر كه جانان منى * اكنون كه همى نگه كنم جان منى مرتد گردم گر تو زمن برگردى * اى جان جهان تو كفر و ايمان منى
«
فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ »
در رفتن به مصر همه يكسان بودند اما بوقت تقرّب و نواخت مختلف بودند كه پدر را و خاله را بر عرش كرامت نشاند و بصحبت و قربت و ايواء « 2 » ايشان را مخصوص كرد ، چنانك ربّ العزّه گفت : «
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ »
و برادران در محل خدمت فرو آورد ، «
وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً »
اشارت است كه فرداى قيامت مؤمنانرا بر عموم ببهشت اندر آرند ، عاصى آمرزيده و مطيع پسنديده ، پس ايشان كه اهل معصيت بوده و مغفرت حق ايشان را دريافته با بهشت گذراند و اهل معرفت را بتخصيص قربت و زلفت مخصوص گردانند و به حضرت عنديّت فرود آرند
« عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ »
.
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : ماده . ( 2 ) - ايواء ، آويته ايواء : پناه دادم و جاى دادم او را و مهمان نوازى كردم ازو .