تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
و احزمكم احسنكم له استعدادا ، الا و انّ من علامات العقل التجافى عن دار الغرور ، و الانابة الى دار الخلود ، و التزوّد لسكنى القبور ، و التأهّب ليوم النشور » . و روز ممدود روز رستاخيز است كه خلق اولين و آخرين « 1 » حشر كنند ، و ايشان را دو گروه گردانند ، گروهى نيكبختان ، و گروهى بدبختان ، چنان كه رب العزّة گفت : «
فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ »
ابو سعيد خراز « 2 » را گفتند چه معنى دارد آنچه مصطفى ( ص ) گفت : شيّبتنى سورة هود ؟ قال معناه : شيّبتنى ذكر اخبار اللَّه تعالى عن اهلاك الامم السالفة ، فورد عليه من ذلك هيبة السطوة و فيه الاخبار عمّا حكم على عباده فى الاول بقوله : «
فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ »
گفت : درين سورت دو كار عظيم بيان كرده ، و سطوت عزت الهيّت بخلق نموده ، يكى بطش قهارى و سياست جبروت عزت ، كه بر قومى رانده ، و از خانهاشان بر انداخته و دمار از همه برآورده ،
هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً
ديگر بيان حكم ازل كه در سعادت و شقاوت خلق رفته ، گروهى را بداغ خود گرفته ، و با عيب شان خريده ، و بى وسيلت طاعت نامشان در جريدهء سعدا كرده ، و گروهى را بى جرم از درگاه خود برانده ، و مهر شقاوت بر دلهاشان نهاده ، و در وهدهء نبايست افكنده ، آن سعيد پيش از عمل رسته ، و كارش بر آمده ، و اين شقى بتير قطعيت خسته ، و بميخ ردّ وابسته ، چه توان « 3 » كرد اللَّه چنين خواسته ، و حكم عدل حكم اين رانده ، نه مشك خود بوى خريده ، نه عسل به خود شيرينى يافته ، كاريست در ازل بوده و رفته ، نه فزوده و نه كاسته ، اينست كه اللَّه گفت جل جلاله :
فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ
خراز گفت رسول خدا ( ص ) از سياست آن خبر و سطوت اين حكم گفت : « شيّبتنى هود » . پير طريقت را پرسيدند از انفاس نيكبختان و بدبختان ، و فرق ميان ايشان ، گفت : نفس بدبخت دود چراغيست كشته ، در خانه‌اى تنگ بىدر ، و نفس نيكبخت چشمه‌ايست روشن و روان در بوستانى آراسته با بر . شقيق بلخى گفت : علامت سعادت پنج چيز است : لين القلب ، و كثرة البكاء و الزهد فى الدنيا ، و قصر الامل ، و كثرة الحياء ، دلى نرم در عبادت حق خميده بدست آوردن ، و از بيم عقوبت بسيار گريستن ، و در دنيا زاهد بودن ، و امل كوتاه كردن ،
هامش
( 1 ) - و آخرين را ( ج ) ( 2 ) - بو سعيد ( ج ) ( 3 ) - چتوان ( الف )