تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
و روز رستاخيز ،
بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ ( 99 )
بد چيز دادند آن كس را كه لعنت دادند
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى
آن از خبرهاى شهرها است [ كه پوشيده بود بر عرب ]
نَقُصُّهُ عَلَيْكَ
مىگوييم و ميخوانيم آن را بر تو
مِنْها قائِمٌ
هست از آن شهرها كه بر پاى هست اينز « 1 »
وَ حَصِيدٌ ( 100 )
و لختى از آن دروده و كنده و نيست كرده .
وَ ما ظَلَمْناهُمْ
و ستم نكرديم ما ور « 2 » ايشان
وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
لكن ايشان ستم كردند بر خويشتن
فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ
پس به كار نيامد و سود نداشت ايشان را
آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
آن خدايان ايشان كه ميخواندند فرود از اللَّه به هيچ چيز « 3 »
لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ
آن گه كه عذاب آمد بفرمان خداوند تو
وَ ما زادُوهُمْ
و نفزود آن خدايان ايشان ايشان را
غَيْرَ تَتْبِيبٍ ( 101 )
مگر زيان كارى نمودن .
وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ
و چنان است گرفتن خداوند تو
إِذا أَخَذَ الْقُرى
كه شهرهاى دشمنان به عذاب فرا گرفت
وَ هِيَ ظالِمَةٌ
و ايشان بر خود ستمكار و اللَّه نه بيدادگر ،
إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ ( 102 )
گرفتن خداوند تو درد نماى است سخت

النوبة الثانية

قوله تعالى :
قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ
ابن عباس گفت : شعيب نماز بسيار كرديد « 4 » از آن جهت اين سخن گفتند يعنى اين نمازهاى فراوان تو ميفرمايد ترا كه ما را از پرستش بتان بازدارى . حمزه و كسايى و حفص « أ صلاتك » خوانند بر لفظ واحد ، يعنى - أ قراءتك التي تقرأها فى صلوتك تامرك ، و قيل ؛ دينك يامرك ان نترك ما يعبد آباؤنا من الاصنام ،
أَوْ أَنْ نَفْعَلَ
اين « او » بمعنى واو است ، هم چنان كه فلان گويند يركب البغل او الفرس يعنى مرة هذا و مرة ذاك
أَنْ نَفْعَلَ
عطف است بر
ما يَعْبُدُ
نه عطف است بر
أَنْ نَتْرُكَ
يعنى - أ صلاتك تامرك ان نترك ما يعبد آباؤنا و فعلنا فى اموالنا ما نشاء . و آنچه ايشان در مال خويش ميكردند بخس بود در كيل
هامش
( 1 ) - در بعض نسخ ناخواناست و ظاهرا لهجه‌يى در كلمهء « هنوز » است . ( 2 ، 3 ) - بر ( ج ) به هيچ چيز ( الف - ج ) ( 4 ) - كردى ( ج )