تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
آن عزيزان ، بر مخالفت فرمان ، و آن كار بر لوط دشخوار شد و رنج دل وى در حق آن مهمانان بغايت رسيد ، و بى آرام گشت از سر تحيّر گفت :
لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً
با آن همه رنج كه از ايشان ديد شفقت از ايشان هم باز نگرفت و آرزوى توفيق و هدايت ايشان در دل خود راه داد ، گفت : اگر كليد معرفت و هدايت بدست من بودى ، بر دلهاى ما در معرفت گشادمى ، و شما را به اين عصيان و خذلان فرو نگذاشتى لكن چه سود كه اين كار بدست من نيست ، و هدايت بخواست من نيست ، همانست كه مصطفى ( ص ) را گفتند :
« لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
يا محمد هدايت و غوايت خلق حقايق تعزّز ماست ، و خصايص تفرّد ما ، بر تو جز از دعوت نيست ، و راه نمودن جز كار الهيّت ما نيست .
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها
سنّة اللَّه فى عباده قلب الاحوال عليهم ، و الانقلاب من سمات الحدوث ، و الّذى لا يزول و لا يحول فهو الّذى لم يزل و لا يزال بنعوت الصّمديّة ، گردش احوال و تيرگى روزگار نعت حدثان است ، و سرانجام بندگان است ، روزى ايشان را نعمت ، و روزى غمانست ، يكى بى كام و بىنوا يكى شادان و نازان است ، از آن گه چنين و گه چنان است ، كه از خاك مختلط آفريده ، و به آب تغيّر سرشته ، و تا بدانى كه يكتا و يگانه خداست كه در صفت او تغيّر نه ، و در نعت او تبدّل نه ، و با او هيچ منازع و مشارك نه ، آن را كه خواهد بفضل خود نوازد ، و او را به وى حاجت نه ، و آن را كه خواهد بعدل خود راند ، و از كس بيم نه ، آن گه در آخر آيت گفت :
وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ
اين چنان است كه گفتند :
و من يرنى فلا يغترّ بعدى * فانّ لكلّ معصية عقابا

8 - النوبة الاولى

( 11 / 102 - 87 ) قوله تعالى - :
قالُوا يا شُعَيْبُ
گفتند : اى شعيب
أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ
اين نمازهاى فراوان تو [ ميفرمايد ما را و ] ميفرمايد ترا ،
أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا
كه ما را فرمايى تا دست بداريم پرستش آنچه پدران ما مىپرستيدند ،
أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا
يا در مالهاى خويش آن كنيم كه ما خواهيم ،
إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ