فكلّما عمل ديرة من الدّيار غرز بالّة و صلّى . فقالت الملائكة : حقيق على اللَّه ان يتّخذ اللَّه ابراهيم خليلا .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً
كردگار قديم جبّار نام دار عظيم خداوند حكيم ، جلّ جلاله و عزّ كبرياؤه و عظم شأنه در بيان قصهء عاد و ثمود اظهار جلال و تعزّز و استغناى ازلى مىكند ، سياست جبّارى و عظمت قهارى خود بخلق مينمايد ، تا بدانند كه او بىنياز است از جهان و جهانيان ، نه ملك وى بطاعت مطيعان ، نه عزّت وى بتوحيد موحدان ، نه در جلال وى نقص آيد از كفر كافران ، درگاه عزّت را چه زيان ، اگر همه عالم زنّار بر بندند : در باغ جلال گو خلالى كم باش .
فرمان آمد كه اى هود تو عاد را بخوان ، اى صالح تو ثمود را بخوان ، اى ابراهيم تو نمرود را بخوان ، شما ميخوانيد و من آن كس را بار دهم كه خود خواهم كارها بارادت و مشيّت ما است ازل و ابد مركب قضا و قدر ما است .
پير طريقت گفت : آدمى هر چند كوشيد با حكم خدا برنامد ، كوشش رهى با ردّ ازلى برنامد ، عبادت با داغ خداى برنامد ، وايست ما بانوايست حقّ برنامد ، جهد ما با مكر نهانى برنامد ، مفلس گشتيم كس را ور ما رحمت نامد ، دنيا بسر آمد و اندوه بسر نامد .
هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ
اى قوم ! اللَّه شما را بيافريد و ساكنان زمين كرد ، تا به نظر عبرت در آن نگريد ، و كردگار و آفريدگار آن بشناسيد ، و درين دنيا كار آخرت بسازيد ، نه بدان آفريد تا يكبارگى روى به دنيا آريد ، و طاغى و ياغى شويد . آوردهاند كه جوانى زيبا دست از دنيا بداشته بود ياران وى او را گفتند : چرا از دنيا نصيبى بر ندارى ؟ گفت : اگر از شما كسى شنود كه ما با عجوزى فرتوت وصلتى كردهايم شما چه گوئيد ناچار گوئيد دريغا چنين جوانى كه سر بچنين عجوزى فرتوت فرو آورد و جوانى خود ضايع كرد ، پس بدانيد كه اين دنيا آن عجوز گنده پير است و تا امروز هزاران هزار شوهر كشته هنوز عدّت يكى