تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
عمر را : خذوه عونا لكم ، عمر را نيز به يارى گيريد . آرى خوش بود داستان دوستان گفتن ، و دل افروزد قصّهء جانان خواندن .
در شهر دلم بدان گرايد صنما * كو قصّهء عشق تو سرايد صنما .

6 - النوبة الاولى

( 11 / 76 - 61 ) قوله تعالى - :
وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً
فرستاديم ب : ثمود كس ايشان صالح ،
قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ
گفت اى قوم خداى را پرستيد ،
ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
نيست شما را خدايى جز او ،
هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ
او آفريد و كرد شما را از خاك زمين ،
وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها
و شما را در زمين نشاند ،
فَاسْتَغْفِرُوهُ
آمرزش خواهيد ازو ،
ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ
و با او گرديد ،
إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ ( 61 )
كه خداوند من نزديك است پاسخ كننده .
قالُوا يا صالِحُ
گفتند : اى صالح
قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا
ما از تو جز ازين مىبيوسيديم پيش ازين ،
أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا
باز مىزنى ما را كه پرستيم آنچه پرستيدند پدران ما ،
وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ
و ما در گمانيم از آنچه ما را با آن ميخوانى ،
مُرِيبٍ ( 62 )
دل را و خرد را شورنده
قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ
گفت : اى قوم چه بينيد [ و چه گوئيد ] ،
إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي
اگر من بر كارى روشن و راهى راست و پيغامى درست‌ام از خداوند خويش
وَ آتانِي مِنْهُ رَحْمَةً
و او مرا پيغام داد بمهربانى ،
فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ
كه رهاند مرا ازو اگر من درو عاصى شوم و كى يارى دهد ؟
فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ( 63 )
نمىفزائيد مرا در پاسخ [ اگر فرمان شما برم و با رأى شما آيم ] مگر زيان كارى .
وَ يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً
و اى قوم اين ناقهء خدا شما را نشانى است [ و برهانى بر نبوّت من ] ،
فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ
باز شويد « 1 » از آن و گذاريد آن را تا روزى مىخورد در زمين خداى ،
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ
و به آن هيچ بدى
هامش
( 1 ) - باز شيد ( الف )