تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
در آن چاه مىشود آن چاه بى قعرتر كه هرگز او را پاى بر زمين نيايد ، همچنين « 1 » روندگان درين راه هميشه روان‌اند ، افتان و خيزان ، كه هرگز ايشان را وقفتى نه ، و درين اندوه سلوتى نه ، و اين دريا را قعرى نه ، و اين حديث را غايتى نه .
درين ره گرم رو مىباش تا از روى نادانى * نگر ننديشيا هرگز كه اين ره را كران بينى
وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ
استغفار توبه است و توبه استغفار و برهم داشتن هر دو لفظ اشارت است كه از گناهان بيرون آيى چنان كه مار از پوست ، آن گه اعتقاد كن كه نجات تو نه بتوبه است كه بكرم و فضل اوست جلّ جلاله ، اول استغفار كن تا از گناه پاك شوى ، پس توبه كن ازين اعتقاد تا درست شوى ، اول برخيز برگزارد طاعت و خدمت بفرمان شريعت ، پس ازين برخاستن خود برخيز باشارت حقيقت . آن ، يكى راه عابدان است و اين يكى طريق عارفان ، آن يكى حق خدمت از روى شريعت ، اين يكى نشان صحبت در منهج حقيقت . حاصل خدمت آنست كه گفت :
يُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً
ثمرهء صحبت آنست كه گفت :
وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ
. قوله :
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها
خداست كه آفريدگار است ، و روزى گمار است ، مىآفريند بقدرت فراخ ، روزى ميدهد از خزينهء فراخ ، نه از صنع در قدرت او وهن آيد ، نه از بذل در خزينهء وى نقص آيد . و فى الخبر الصحيح : « يدا اللَّه ملاى لا تغيضها نفقة سحّاء اللّيل و النّهار » سزاى بنده آنست كه چون عزّ و علا حوالت روزى بر خود كرد ، هرگز بر روزى غم نخورد ، و بر ضمان اللَّه تكيه كند ، مصطفى ( ص ) گفت : « اذا احيل احدكم على مليء فليحتل » اگر كسى را حوالت كنند بر مردى مليء كه مال دارد و توان آن دارد كه كار گزارد ، حوالت پذيرد ، و بران ضمان وى اعتماد كند . پس چه گويى در آفريدگار بندگان و دارندهء همگان ، كه حوالت روزى بندگان بر خود كرد و بفضل خود ايشان را بجاى آن كرد چون روا باشد كه دل در ديگرى بندند ، يا از ديگران جويند . و فى بعض
هامش
( 1 ) - همچنين ( الف )