تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
آگاهى گردد ، در ركوع همه عين تواضع شود ، در سجود ادب حضرت بجاى آرد ، و چنان داند كه در جوار قرب اوست ، و در عين و نظر اوست ، كه ميگويد جلّ جلاله :
وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ
چون سلام باز دهد همه بشارت و شادى بيند ، چون توفيق اين طاعت يافت و به حكم فرمان اين خدمت بسر برد اينست كه اللَّه با موسى گفت :
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
اى موسى قوم خود را گوى نماز بپاى داريد و شرط بندگى و فرمان بردارى در آن بجاى آريد چون توفيق يافتيد و حق خدمت گزارديد شادى كنيد برحمت من ، بنازيد بفضل من ، گوش داريد بكرم من ، فخر كنيد بفرمان من ، انس گيريد به ياد من ، پشتى داريد با نام من ، تكيه كنيد بر ضمان من ، چشم داريد بر وعد من .
وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
اى موسى بشارت ده ايشان را بعز رشاد و راست راهى و نكونامى در دنيا ، و نعيم باقى و ملك جاودانى در عقبى ، از روى ظاهر به زبان تفسير اينست معنى آيت و بر زبان اشارت بر ذوق اهل معرفت بيت الخدمة نفس عابدان است ، بيت الحرمة دل عارفان است ، بيت الصحبة جان عاشقانست . خدمتيان را « جنات » و نهر ساخته‌اند ، حرمتيان را
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ
نهاده‌اند ، صحبتيان را
عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
يافته‌اند . قوله :
رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ
الآية . موسى كليم در بدايت كار شبانى بود در كليمى اللَّه تعالى بمقام مكالمتش رسانيد برضاع اصطناعش بپرورد تاج اصطفا بر سرش نهاد هزاران معجزه در يد بيضا و عصاى وى آشكارا كرد اما عهد وى عهد عدل بود ، و روزگار وى روزگار قهر بود ، چون دعوت كرد قوم خويش را و از ايمان ايشان نوميد گشت بتكلم بدرگاه رب العزة شد از ايشان به حق ناليد و بر ايشان دعاى بد كرد كه
رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ
الآية . رب العزّة دعاى وى اجابت كرد عدل خود بايشان نمود حكم قهر بر ايشان براند بر وفق دعاى موسى ايشان را فرا ايمان نگذاشت تا بوقت معاينهء عذاب ، و آن گه ايمان آورد فرعون در آن فورت لكن سود نداشت او را گفتند
آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ
باز كه نوبت بمصطفى عربى رسيد عهد وى عهد فضل بود و روزگار رحمت بود آن همه رنج از كفار قريش بوى رسيد دندانش ميشكستند ، تير در كامش مىنشاندند