فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ
چون رسول آمد بايشان
قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ
ميان ايشان و ميان پيغامبر ايشان كار برگزارند بداد و سزا
وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
( 47 ) و بر هيچ كس از ايشان ستم نجويند [ و پيش از آگاه كردن بنه گيرند ] .
وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ
ميگويند كه هنگام اين خاست از گور كى است ؟
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
( 48 ) اگر مىراست گوئيد [ كه ما باز انگيختنىايم ] .
قُلْ
بگو [ اى محمد ]
لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا
من خويشتن را نتوان گزند باز داشتن دارم
وَ لا نَفْعاً
و نه توان سود يافتن
إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
مگر آنچه اللَّه خواهد [ مرا از گزند و سود ]
لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ
هلاك گشتن و مردن هر گروهى را هنگامى است
إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ
چون هنگام ايشان در رسد
فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً
از آن هنگام نه يك ساعت با پس نشيند
وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
( 49 ) و نه يك ساعت پيش شوند .
قُلْ
بگو [ يا محمد ]
أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُهُ
چون بينيد اگر بشما آيد عذاب او [ و ناگاه بپاى شود رستاخيز ]
بَياتاً أَوْ نَهاراً
به شبيخون يا بروز
ما ذا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ
( 50 ) چه چيز است از آنكه بد كاران و كافران به آن مىشتابند .
أَ ثُمَّ إِذا ما وَقَعَ آمَنْتُمْ بِهِ
پس آنكه آن بيفتاد بخواهيد گرويد به آن ؟
آلْآنَ
[ تا شما را گويند ] كه اكنون است
وَ قَدْ كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ
( 51 ) و همه عمر خويش به آن مىشتابيديد [ بسخن و ميگفتيد كه كى ] .
ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا
آن گه ستم كاران را گويند
ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ
چشيد عذاب جاويدى
هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ
( 52 ) شما را پاداش دهند مگر به آنچه ميكرديد
وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ
خبر مىپرسند از تو
أَ حَقٌّ هُوَ
كه خود راست است اين خبر رستاخيز
قُلْ إِي وَ رَبِّي
بگو آرى بخداى من
إِنَّهُ لَحَقٌّ
كه اين خبر راست است
وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ
( 53 ) و شما پيش نشويد و او را در خود عاجز نياريد
وَ لَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ
و اگر هر كسى را كه [ كافر شد ] و بر خود ستم كرد
ما فِي الْأَرْضِ
او را ملك بود هر چه در زمين است
لَافْتَدَتْ بِهِ
خويشتن را به آن باز خريد جويد و نيابد
وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ
و پشيمانى خويش در دل نهان دارند
لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ
آن گه كه عذاب بينند
وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ
و ميان ايشان كار