و ناحق ،
يا أَيُّهَا النَّاسُ
اى مردمان ،
إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ
اين افزونى جستن شما بر يكديگر و اين ستمكارى بر خويشتن ،
مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا
روزى چند است زندگانى اين جهان ناپاينده ،
ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُكُمْ
آن گه با ماست بازگشت شما
فَنُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .
( 23 ) پس شما را خبر كنيم به آنچه ميكرديد در زندگانى اين جهانى .
إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا
مثل زندگانى اين جهانى [ و جهان و جهان دارى ]
كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ
راست همچون آبى است كه فرو فرستاديم از آسمان ،
فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ
تا به آن آب رستنيها رست در زمين آميغ [ رنگارنگ و بويابوى از غذا و دوا و رياحين و علف ] ،
مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ
از آنچه مردم خورد و چهارپايان ،
حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها
تا زمين آرايش خويش گرفت ،
وَ ازَّيَّنَتْ
و آراسته گشت ،
وَ ظَنَّ أَهْلُها
و چنان دانند خداوندان آن
أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها
كه [ ميوه و بر در دست آمد ] و پادشاه گشتند بران [ كه آن را بسته بينند بر شاخ ] ،
أَتاها أَمْرُنا
به آن رسد فرمان ما ،
لَيْلًا أَوْ نَهاراً
شب يا روز [ سرماى شب يا گرماى روز ] ،
فَجَعَلْناها حَصِيداً
آن را ريزيده و پژمرده چون كاه دروده كرديم ،
كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ
گويى دى خود هيچ نبود ،
كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ
همچنين سخنان خويش گشاده و روشن ميفرستيم [ و مىنمائيم و مىشنوائيم ] ،
لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ .
( 24 ) ايشان را كه [ بخردهاى خويش ] در آن بينديشند .
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ
اللَّه با سراى سلامت ميخواند ،
وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
و راه مينمايد و [ بر طلب ميدارد ] او را كه خواهد ،
إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ .
( 25 ) به راه پايندهء راست .
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا
ايشان را است كه نيكويى كردند ،
الْحُسْنى
نيكوتر از آنچه ايشان كردند ،
وَ زِيادَةٌ
و نيز افزونى از ناخواسته و نابيوسيده ،
وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ
و بران رويهاى ايشان نه نشيند ،
قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ
گردى و نه خوارى ،
أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ .
( 26 ) ايشانند بهشتيان ، جاويدان در آن .