آيات ايدر اعلام نعمتهاى اللَّه است و ايادى وى ميگويد - چون ايشان را باران فرستيم و از بلاها عافيت دهيم و نعمت و آسايش برايشان روان گردانيم ايشان را در آن نعمت بطر گيرد تا حقّ را منكر شوند و آيات ما دروغ شمرند و رساننده را استور ندارند و بر نعمت ، ديگرى را شكر كنند نه خداى را عزّ و جلّ ،
قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ
مكرا يعنى اللَّه اقدر على تغيير تلك النّعم من العبد على صرف الشّكر الى غير المنعم و ما ياتيهم من العقاب اسرع فى اهلاكهم ممّا اتوه من المنكر و ابطال آيات اللَّه
إِنَّ رُسُلَنا
يعنى الحفظة
يَكْتُبُونَ ما تَمْكُرُونَ
للمجازاة به فى الآخرة . اين بر سبيل تهديد و وعيد گفت كه آرى رسولان ما و دبيران مىنويسند بر ايشان آنچه مىسازند و مىكنند و اين تهديد است بر گوشها و دلهاى ضعيفان و رنه خداى تعالى را البته به آن هيچ حاجت نيست كه احاطت علم وى بمعلومات ، نه بدبير حاجت گذاشت و نه بنسخت .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ . . .
الآية . از روى اشارت بر ذوق اهل معرفت ، اين آيت رمزى ديگر دارد . ميگويد - مؤمنان و نيك مردان بحقيقت ايشاناند كه احديّت ايشان را بنعمت كرم در قباب غيرت بدارد ، و بحسن عنايت پرورد ، بمعرفت خودشان راه دهد ، و بصحبت خود نزديك گرداند ، تا او را يگانه شوند و از غير او بيگانه شوند . پير طريقت گفت توحيد نه همه آنست كه او را يگانه دانى توحيد حقيقى آنست كه او را يگانه باشى وز غير او بيگانه باشى ، بدايت عنايت آنست كه ايشان را قصدى دهد غيبى تا ايشان را از جهان باز برد « 1 » چون فرد شود آن گه وصال فرد را بشايد .
جويندهء توهم چو تو فردى بايد * آزاد زهر علّت و دردى بايد .
آن مرد غوّاص تا دل از ملك جان برندارد روا نبود كه دست طلب او به مرواريد مراد رسد پس چه گويى كسى كه در طلب جلال و جمال او قصد نجات اعظم كند تا دست از مهر جان نشويد ، بوصال قرب جانان چون رسد ؟ درويشى در مجلس موسى كليم ( ع ) نعرهء بر كشيد موسى از سر تندى بانگ بر وى زد ، در حال ، جبرئيل آمد
هامش
( 1 ) - پس در دلشان نورى افكند تابان تا از جهانيان باز برد پس كشفى دهد قربى تا از آب و گل باز برد ( نسخه الف )