تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
سخن نگفتم [ و بر من هرگز دروغ نيازموديد ] ،
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
. ( 16 ) در نيابيد [ كه چهل سال كسى بر آفريده‌اى دروغ نگويد و آخر بيايد و بر خالق دروغ گويد ] .
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
كه بود ستم كارتر از آن كه آيد و بر خداى دروغ سازد [ و پيغام نهد ] ،
أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ
يا [ كه بود ستم كار ازو كه پيغام كه اللَّه داد به او و ] آن را بدروغ دارد ، و رساننده را دروغ زن شمارد ،
إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ .
( 17 ) بدكاران را در پيروزى بهره نيست .
وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
مىپرستند فرود از خداى ،
ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ
آنچه [ اگر نپرستند ] نگزايد [ و اگر پرستند ] به كار نيايد ،
وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ
و ميگويند كه تا ما را فردا بنزديك اللَّه شفيعان باشند ،
قُلْ
[ رسول من ] بگو :
أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ
خداى را انباز مىگوييد كه او آن انباز نه در آسمان داند خود [ را ] و نه در زمين ،
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
. ( 18 ) پاكى و بىعيبى ويراست و برتر است [ در يكتايى و پاكى و در قدر ] از آنچه انباز گيرندگان ميگويند در وى .
وَ ما كانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً
نبودند مردمان مگر امّتى راست بر دينى راست پاك ،
فَاخْتَلَفُوا
پس در مخالفت افتادند و در دين خود بپراكندند ،
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ
و اگر نه سخنى بودى كه پيش شده از اللَّه ،
لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
ميان ايشان كار برگزارده آمديد ،
فِيما فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
. ( 19 ) در آن اختلاف و تفرقه كه ايشان در آن بودند .
وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ
ميگويند چرا برين مرد از خداوند او آيتى فرو نيامد ،
فَقُلْ
[ پيغامبر من ] گوى ،
إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ
علم غيب خداىتر است [ جزاى اين نفرستادن و ننمودن او داند ] ،
فَانْتَظِرُوا
ايشان را گوى چشم ميداريد بودنى را ،
إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ
. ( 20 ) كه من با شما از چشم دارندگانم .
وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً
و ما چون مردمان از خويشتن مهربانى و آسانى چشانيم ،
مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ
پس گزند كه رسيده بود بايشان ،
إِذا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آياتِنا
چون در نگرى ايشان را مكر است در آيات ما و در نعمتهاى ما ،
قُلِ اللَّهُ