مرّة او مرّتين ثم لا يتوبون عن نفاقهم و لا ينتهون على ما فيه خلاصهم . قال عكرمه :
ينافقون ثم يؤمنون ثم ينافقون . و قيل : ينقضون عهدهم فى السنة مرة او مرتين ثمّ لا يتوبون من نقضهم .
وَ لا هُمْ يَذَّكَّرُونَ
بما صنع اللَّه بهم اذ كان « 1 » رسول اللَّه ( ص ) اذا نقضوا عهودهم بعث اليهم السرايا فيقتلونهم . حمزه و يعقوب ا و لا ترون بتاء خوانند ، خطاب با مؤمنان بود بر سبيل تعجّب ، باقى بيا خوانند بر سبيل تقريع و توبيخ منافقان باعراض از توبه .
وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
- اين آن بود كه منافقان مىآمدند به مسجد مصطفى ص بنيوشيدن قرآن و پراكنده مىنشستند سر فرو داشته و خويشتن در مجلس رسول پوشيده داشته و ميخواستند كه از غزا ، بازنشستن خود را عذرى پديد كنند و خويشتن را از فرمان بغزا ناآگاه شمرند ، چون پوشيده مىنشستند كه ما حاضر نبوديم و از فرمان خبر نداشتيم ، آن گه با يكديگر باشارت ميگفتند :
هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ
- هيچ كس از مؤمنان شما را ديد ؟ تا از آنجا بازگشتيد و از طاعت خداى برگشتيد . و گفتهاند : چون سورهء از آسمان فرو آمدى ايشان در آن طعن ميكردند و عيب آن مىجستند و با يكديگر مىگفتند :
أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً
، پس ترسيدند كه اگر مؤمنان كسى اين سخن و طعن از ايشان بشنود و باز رساند ، با يكديگر گفتنديد
هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ
. و بودى كه از آسمان آيتى آمدى كه ذكر فضيحت و عيب ايشان در آن آيت بودى ، شنيدن آن برايشان گران آمدى و دشوار ، خواستنديد كه بر خيزند و بگريزند تا آن نشنوند ، با يكديگر باشارت ميگفتند كه بنگريد تا هيچكس از ايشان شما را مىبيند تا بر خيزيم ، اگر كسى نديديد ، ايشان برفتنديد ، اينست كه رب العالمين گفت :
ثُمَّ انْصَرَفُوا
عن حضرة النبى ص مخافة الفضيحة . و قيل : انصرفوا عن الايمان .
صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
اضلّهم مجازاة على فعلهم . و قيل : صرف اللَّه قلوبهم دعاء عليهم .
بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ
دين اللَّه و لا العمل به . قال ابن عباس : لا تقولوا اذا صلّيتم : انصرفنا ، فان اللَّه عزّ و جلّ عيّر قوما فقال :
ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
و لكن
هامش
( 1 ) در نسخهء الف و ج : اذا كان ، و متن قياسا تصحيح شد .