تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
الا بمداومة الركوع و السجود ، و لا يصح هذه كلّه الا بالامر بالمعروف و النهى عن المنكر ، و لا يصح شىء مما تقدّم الا بحفظ الحدود ظاهرا و باطنا ، و المؤمن من يكون هذه صفته ، لانّ اللَّه عز و جل يقول و بشر المؤمنين الذين بهذه الصفة . در آثار بيارند كه فردا در رستاخيز قومى را از اين امّت بترازوگاه آرند و فريشتگان كه بر ايشان موكّل باشند بديهاى ايشان شمردن گيرند ، كه بار خدايا بد عهدانند بىوفايان‌اند ، فراموش كاران‌اند ، گنه كاران‌اند ، دليران و شوخان‌اند . رب العزة گويد جل جلاله : از آنجا كه كردار ايشان است چنان‌اند و از آنجا كه كرم و عفو ماست ، تائبان‌اند ، عابدان‌اند ، حامدان‌اند ، روزه - داران‌اند ، نماز گزاران‌اند ، دوستى ما بجان و دل خواهان‌اند و به مهر ما يكتا گويان‌اند ، زبان حال بيچارگان بنعت انكسار و افتقار ميگويد كه ، خداوندا اگر فاسقيم و اگر عابد ، چنان كه هستيم آن توايم و بداشت توايم ، برخواست تو موقوف و به بندگى تو معروف ، از تو گذر نه و بى تو بسر نه .
بنده گر خوبست گر زشت آن تست * عاشق ار دانا و گر نادان تراست

13 - النوبة الاولى

( 9 / 129 - 119 ) قوله تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى ايشان كه بگرويديد ،
اتَّقُوا اللَّهَ
بپرهيزيد از خشم خداى و عذاب خداى ،
وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
. ( 119 ) و بار است گويان و راستان بيد .
ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ
نيست اهل مدينه را ،
وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ
و ايشان كه گرد بر گرد ايشان‌اند از عرب بيابان نشين ،
أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ
كه باز پس نشينند از رسول خدا [ كه بغزا مىشود ] ،
وَ لا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ
و نه آنچه خويشتن دور دارند يا بخويشتن مشغول باشند ازو ،
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ
اين نهى ايشان از تخلّف به آن است ،
لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ
نرسد بايشان تشنگى ،
وَ لا نَصَبٌ
و نه ماندگى ،
وَ لا مَخْمَصَةٌ
و نه گرسنگى ،
فِي سَبِيلِ اللَّهِ
در راه خداى ،
وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً
و نه هيچ موقف نه ايستند و نسپرند سپردگاهى ،
يَغِيظُ الْكُفَّارَ
كه به درد خشم و غم آرد كافران را ،
وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا
و هيچ گزند نشتابند و نرسانند
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 232 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )