و الاستبرق و القسّى و مياثر « 1 » الحمر .
براء عازب گفت : مصطفى ص بهفت چيز ما را فرمود و از هفت چيز ما را وا زد . فرمود ما را كه ستم رسيده را يارى دهيد و سلام بر مسلمانان فراخ داريد و سوگند خواره را راست داريد و خواننده را و ميزوانى كننده را اجابت كنيد و بيماران را عيادت كنيد و بجنازهها رويد و عطسه دهنده را يرحمك اللَّه گوئيد .
و نهانا عن سبع : نهى كرد ما را از انگشترى زرين در انگشت كردن ، و پيرايهء سيمين به كار داشتن ، و حرير پوشيدن ، و ديبا و استبرق و قسىّ پوشيدن جامهايى از ابريشم آزاد كه آن بر مردان حرامند و نهى كرد از ميثرهاى ابريشمين نشستن .
آن گه در آخر آيت گفت :
وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ
- اندازههاى خداى را كوشندگاناند نه نوميدان ، بيوسندگان « 2 » اند نه ايمنان و بستاخاناند نه دليران ،
وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
المصدّقين العالمين بها ، در واو
وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ
دو قول گفتهاند يكى آنست كه التائبون ابتدا است و ما بعد همه نعتاند تا آنجا كه گفت :
الساجدون و خبر ابتداء
الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ
است و ما بعده عطف عليه .
قومى گفتند اين واو ثمانيه گويند چنان كه
وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ
جايى ديگر گفت
وَ أَبْكاراً
، جايى گفت
وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها
قالوا و ذلك ان السبعة عدد مستقل و ما بعده يجرى مجرى الاستيناف ، لانّ العدد امّا زوج كالاثنين و هو اول الاعداد و اما فرد كالثلاثة و هو اول الافراد و اما زوج زوج كالاربعة و هو اول تضعيف الزّوج و اما زوج فرد كالسّتّ و هو اوّل تضعيف الازواج ، فالسّتّ النهاية و منه نسبة الستين ثم ضمّ اليه واحد و هو مبدأ العدد و منشؤه و ليس بعدد ، فتم مبادى الحساب و ما بعده تكرير و تضعيف و اللَّه اعلم .
ما كانَ لِلنَّبِيِّ
سبب نزول اين آيت آن بود كه مصطفى ص در پيش بو طالب شد عمّ وى بوقت وفات وى ، و بو جهل و عبد اللَّه بن اميه هر دو نزديك وى حاضر بودند و مصطفى ص گفت :
يا عم قل لا إله الا اللَّه كلمة احاجّ لك بها عند اللَّه
، و بو جهل و ابن ابى مية ميگفتند يا ابا طالب ا ترغب عن ملة عبد المطلب مىبرگردى از كيش عبد المطلب و دين پدران خويش تا آن گه ميگفتند كه بو طالب گفت آخر سخن كه گفت : انا على ملة عبد المطلب . فقال النبى ص لاستغفرن لك ما لم انه عنه ، فنزلت هذه الاية و مات
هامش
( 1 ) مياثر جمع ميثره مخدهاى كه روى زين ميگذارند و نيز زينهايى است از حرير و ديبا ( المنجد )
( 2 ) بيوسنده : منتظر ( برهان قاطع )