وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
. ( 98 ) و خداى شنوا است از ايشان دانا است بايشان .
وَ مِنَ الْأَعْرابِ
و از اين اعراب حضر كس است ،
مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
كه ميگرود بخداى و روز رستاخيز ،
وَ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ
و آن زكات كه ميدهد به آن نزديكى ميجويد بنزديك خداى ،
وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ
و درود رسول را و دعاى نيكوى او ،
أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ
آگاه باشيد كه آن نزديكى است ايشان را بنزديك خداى ،
سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ
آرى در آرد خداى ايشان را در بخشايش خويش ،
إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
. ( 99 ) كه خداى پر بخشايش است و مهربان .
النوبة الثانية
قوله تعالى :
وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرابِ
قرائت عامه معذرون مشدد است و قرائت يعقوب معذرون مخفف . معذّران بتشديد عذر سازانند بدروغ و معذرون بتخفيف خداوندان عذراند براستى ، عذر فلان اذا زوّر عذرا و اعذر فلان اذا اتى بما يعذر به . يقال اعذر من انذر
وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ
بتشديد . معنى آنست كه آمدند قومى عذرسازان از منافقان عرب تا دستورى دهند ايشان را ، و بتخفيف معنى آنست كه آمدند عذر نمايندگان از عرب كه عذرها داشتند بر است و ايشان قومى بودند از اعراب كه مسكن ايشان بيرون از مدينه بود ، از تبوك باز ماندند پس چون وعيد شنيدند آمدند و عذر خويش بگفتند و درخواستند كه تا ايشان را دستورى تخلف و قعود دهند گفتند : ان نحن غزونا معك تعيّر اعراب طىّ على حلائلنا و اولادنا و مواشينا . و گفتهاند دستورى بيرون شدن بغزا ميخواستند ، نه دستورى تخلف .
و تفسير بر قرائت يعقوب ظاهرتر است و درخورتر ، تا ايشان كه صادق العذر بودند در آيت مذكور باشند كه مزوّران عذر ، خود مذكوراند در آنچه گفت :
وَ قَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
ثم اوعدهم عذابا ،
سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
ثم ذكر اهل العذر ، فقال :
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ
ضعيفان در نفس ، پيراناند و ضعيفان در چشم ، نابيناياناند