تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
فى اللسان و السمت فى الوجه و النور فى القلب و المودة فى المسلمين و اللَّه الموفق .

النوبة الثالثة

قوله تعالى :
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
پاك است و بزرگوار و مهربان ، خداوند جهان و جهانيان ، دارندهء همگنان ، و نوازنده دوستان ، يار درويشان و پناه ضعيفان و يادگار بىدلان ، بنگر كه مؤمنان را چون نواخت و ايشان را چه تشريف داد از كرم و لطف خود چه نمود ، ايشان را همه فراهم داشت و دوستان و برادران يكديگر كرد و آن گه همه را به خود نزديك كرد از آنكه اين دنيا منزلى است از منازل راه بندگان درين منزل مسافراند روى نهاده به درگاه او و مقصد ايشان نه ، مگر كعبهء ذو الجلال . او ميان ايشان برادرى و دوستى افكند و الفت و اتحاد نهاد تا اين منزل بدوستى يكديگر برادر وار باز برند و بسعادت آخرت رسند . يكى فرا پيش سعد معاذ شد گفت : من ترا از بهر خدا دوست دارم . گفت : بشارت باد ترا كه من از رسول خدا شنيدم كه : فردا در قيامت كرسيهاى نور بنهند نزديك عرش عظيم ، گروهى را كه رويهاشان بروشنايى چون ماه دو هفته بود همهء خلق در هراس باشند و ايشان ايمن همه در بيم باشند و ايشان ساكن . گفتند : يا رسول اللَّه آن قوم كه‌اند ؟ گفت : المتحابون فى اللَّه . ايشان كه از بهر خدا در راه خدا يكديگر را دوست باشند و در دين برادروار زندگانى كنند . و در خبر است كه اهل عرصات در انجمن رستاخيز ايستاده باشند ، دلها پر فزع و جانها پر حسرت و آفتاب بسر ايشان نزديك رسيده و گرماى عظيم خلق را فرو گرفته ، ناگاه ندا آيد از بطنان عرش مجيد كه : اين المتحابون فى اللَّه ؟ كجاىاند كسانى كه يكديگر را دوست بوده‌اند براى من ، تا ايشان را بسايهء خويش فرو آرم و در پناه خويش بدارم . و مصطفى گفته : كسانى را كه براى حق با يكديگر دوستى دارند ، كه در سراى سعادت از بهر ايشان عمودى بزنند از ياقوت سرخ بر سر آن عمود هفتاد هزار كوشك بود و از آنجا باهل بهشت فرو مينگرند نور ايشان بهشتيان را چنان تابد كه آفتاب در دنيا تابد . بهشتيان گويند 22