خوانديد ، بلبّيك جواب دادم . از من نعمت خواستيد عطا بخشيدم . به بيهوده بيرون آمديد مهلت دادم . فرمان من بگذاشتيد رعايت از شما برنداشتم . معصيت كرديد ستر بر شما نگه داشتم . با اين همه گر بازآئيد بپذيرم ، ور برگرديد باز آمدن را انتظار كنم . انا اجود الاجودين و اكرم الاكرمين .
و
فى الخبر : اذا تاب الشيخ يقول اللَّه عزّ و جلّ : الان ! اذ ذهبت قوتك ، و تقطعت شهوتك . بلى انا ارحم الراحمين ، بلى انا ارحم الراحمين .
چون اين آيت فرو آمد كه
خُذِ الْعَفْوَ
، رسول خدا دانست كه عفو از خصائص سنت حق است جل جلاله ، و خود گفته بود عليه الصلاة و السلام كه :
« المؤمن يأخذ من اللَّه خلقا حسنا » .
اين خلق نيكو از حق گرفت ، و اين سنت پسنديده بر دست گرفت تا به حدى رسيد كه روز احد آن چندان رنج و اذى ديد از مشركان ، و با اين همه ميگفت :
« اللّهمّ اهد قومى فانّهم لا يعلمون » .
وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ
- مصطفى ( ص ) گفت :
« رأيت عدوّ اللَّه ابليس ناحلا مهموما ، فقلت : يا عدوّ اللَّه ! ممّ نحو لك ؟ قال من صهيل فرس الغازى ، و اذان المؤذّنين ، و كسب درهم من الحلال ، و قول العبد : اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم .
آن مهتر عالم و سيّد ولد آدم صلوات اللَّه و سلامه عليه گفت : وقتى آن سر اشقيا ، مهجور مملكت ، ابليس را ديدم نزار و ضعيف و درمانده ، سر بجيب مهجورى فرو برده ، گفتم يا عدوّ اللَّه ! اين ضعف و نحافت تو از چيست ؟ گفت : اى محمّد ! اين ضعف و گداختگى و درماندگى من از چهار چيز است . هر گه كه از آن چهار چيز يكى روى نمايد چنان گداخته شوم كه نمك در آب گدازد ، و شمع در آتش : يكى آواز اسب غازيان در صف جهاد با كافران . دوم آواز مؤذنان در وقت اذان . سوم كسب كردن حلال به شرط شريعت و مقتضى ايمان ، چهارم گفتار بندهء مؤمن كه گويد : اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم .
فرمان آمد كه اى سيّد ! هر كه با دشمن حرب كند ، زره بايد و خفتان ، جوشن و برگستوان ،