و گفتهاند : حقيقت سماع يادگار نداء قديم است كه روز ميثاق از بارگاه جبروت و جناب احديت روان گشت كه :
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ »
؟ بسمع بندگان پيوست ، و ذوق آن بجان ايشان رسيد . ندايى كه مستودع آن در جهان است ، و مستقر آن در جان است . آنچه شاهد است نشان است ، و آنچه عبارت است عنوان است . آنچه در خبر گمان است ، در وجود عيان است ، هفت اندام رهى بنداء دوست نيوشان است ، نداء دوست نه اكنونى است كه جاودان است .
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ
- ياد كنندگان اللَّه سه مرداند : يكى به زبان ياد كرد دل از آن بىخبر ، يكى به زبان و دل ياد كرد امّا كارش بر خطر ، كه گفتهاند : « و المخلصون على خطر عظيم » . يكى به زبان خاموش و دل درو مستغرق ، چنان كه پير طريقت گفت :
الهى ! چه ياد كنم كه خود همه يادم ! من خرمن نشان خود فرا باد نهادم ! و كيف اذكره من لست انساه ؟ ! اى يادگار جانها ! و ياد داشتهء دلها ! و ياد كردهء زبانها ! بفضل خود ما را ياد كن ، و به ياد لطفى ما را شاد كن .
إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ
اشارت است بنقطهء جمع ، «
لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ »
خبر است از نعت تفرقه . عنديت كرامت ايشان را اثبات كرده ، و احكام عبوديت بر ايشان نگه داشته ، تا بنده روان باشد ميان جمع و تفرقت . جمع حقيقت را نشان است و تفرقت شريعت را بيان است .
لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً
اشارت به آن است ، و اللَّه اعلم بالصّواب .