رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ
. دوست پسند بايد نه شهر پسند . اى محمد ! تو ديوانه نهاى ، تو زين عالمى ، سيّد ولد آدمى ، رسول كونين و صاحب قاب قوسينى . اسلام را صفايى ، شريعت را بقايى ، رسول خدايى . اين عزّ ترا بس كه ما آن تو ، تو آن مايى ، اسلام راه منست ، تو دلال آن راهى . امت تو سپاه درگاه مناند ، تو سالار آن سپاهى . جملهء خلايق جهان لشكراند ، تو آن لشكر را شهنشاهى . در نام و نسب محمّد بن عبد اللَّه اى . در عزّ و مرتبت محمد رسول اللّهاى . به آن منگر كه دشمن ترا ساحر گويد و ديوانه ، به آن نگر كه من ميگويم :
وَ سِراجاً مُنِيراً
،
بَشِيراً وَ نَذِيراً
،
وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً
،
وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً
إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً
.
أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
- اطّلع اللَّه سبحانه اقمار الآيات ، و أمات عن ضياءها سحاب الشبهات ، فمن استضاء بها ترقى الى شهود التقدير ، و من لم يعرج فى اوطان التقصير انزلته مواكب السّير بساحات التحقيق .
19 - النوبة الاولى
( 7 / 198 - 189 )
قوله تعالى :
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ
اللَّه او است كه بيافريد شما را از يك تن
وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها
و آن يك تن را جفت آفريد هم از وى
لِيَسْكُنَ إِلَيْها
آن را تا آرام گيرد با او
فَلَمَّا تَغَشَّاها
چون به آن زن رسيد آدم
حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً
برگرفت آن زن بارى سبك
فَمَرَّتْ بِهِ
برفت آن زن با آن آب [ بر دوام و سبكبار ]
فَلَمَّا أَثْقَلَتْ
چون آن زن [ به آن بار كه در شكم داشت ] گران شد
دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما
[ آدم و حوّا ] خواندند خداوند خويش را و گفتند :
لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً
اگر ما را فرزندى دهى راست [ همچون ما ]
لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
( 189 ) ناچار از سپاسداران باشيم .