تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
و قال ابن عطاء فى هذه الاية : سأمنع قلوبهم و اسرارهم و ارواحهم عن الجولان فى ملكوت القدس ، گفت : دلها و سرهاى ايشان از روش بر بند آرم ، و هستى ايشان حجاب ايشان گردانم ، و راه خود بر ايشان فرو گيرم ، تا هيچ نتوانند كه در عالم قدس و ملكوت اعلى در سرّ جولان كنند ، از ديدن عجائب ملكوت بازمانده ، و با نفس و خلق دنيا انس گرفته ، ذوق طعم وجود نيافته ، و از كرائم احوال اهل خصوص بىخبر مانده ، هرگز خود را روز دولتى ناديده ، و نه گل وصلتى او را شكفته . بيچاره كسى كه او را از اين حديث بويى نه ، او را از دريا كسان چيست كه او را جويى نه .
وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا
- از روى اشارت ميگويد : نه هر كه راه ديد به راه رفت ، و نه هر كه بشناخت توفيق عمل يافت . رب العزة خبر ميدهد از بيگانگان ميگويد :
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا
. پس هر كه حق را بحقى بشناخت تا توفيق نيابد و بدان عمل نكند به كار نيست ، و هر كه باطل را بباطلى بشناخت تا از اتباع آن باطل او را عصمت نبود در آن شناخت فائدة نيست . مصطفى ( ص ) ازينجا گفت : اللّهمّ ارنا الحقّ حقا و ارزقنا اتباعه ، و ارنا الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه » .
وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا
الاية - سهل بن عبد اللَّه گفت : هر چه در دنيا بنده را از حق برگرداند ، و از طاعت وى باز دارد ، آن عجل اوست ، و او پرستندهء آن . عبدهء عجل در بنى اسرائيل تخلص آن گه يافتند كه خويشتن را بفرمان بكشتند ، چنان كه گفت جل جلاله :
فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ
. همچنين تخلص بنده در راه حقيقت آن گه حاصل شود كه از حظوظ و اسباب پاك گردد ، لا بل كه هر چه دون حق بيزار شود ، چنان كه گفته‌اند :
بيزار شو از هر چه بكون اندر * تا باشى يار غار آن دلبر .
أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ
الاية - هذا يدل على استحقاق الحقّ ، النعت