كه من نوازم . مران آن كس را كه من خوانم .
مصطفى ( ص ) درويشان را گفت :
« الفقراء الصبر هم جلساء اللَّه عزّ و جلّ يوم القيامة » ،
و يتيمان را گفت :
« اذا بكى اليتيم اهتزّ عرش الرّحمن لبكائه ، فيقول اللَّه عزّ و جلّ من ارضاه ارضيته » .
اى موسى ! خواهى كه من براى تو با فريشتگان مباهات كنم بى آزار باش ، و سنگ و خار از راه مسلمانان دور كن .
الايمان بضع و سبعون شعبة ، اعلاها شهادة أن لا إله الا اللَّه ، و أدناها اماطة الاذى عن الطريق .
اى موسى ! خواهى كه دعاء ترا اجابت كنم خلق نيكو گير و علم آموز ، و ديگران را علم درآموز ، كه من علما را گرامى كردم كه ايشان را علم دادم ، و خاك بر ايشان خوش كنم ، و گور بر ايشان منوّر كنم ، و موسع كنم ، و فردا ايشان را در زمرهء انبيا حشر كنم . مصطفى گفت :
« تدرون ما قال لى جبرئيل ؟ قال : يا محمّد ! لا تحقرنّ عبدا آتاه اللَّه علما ، فانّ اللَّه عزّ و جلّ لم يحقّره حين علّمه . انّ اللَّه جامع العلماء فى بقيع واحد ، فيقول لهم : انّى لم استودعكم علمى الا لخير اردته بكم . قد غفرت لكم على ما كان منكم » .
وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ
- از آن نواختها و لطفها كه اللَّه با موسى كرد يكى آن بود كه : بر مقام مناجات او را بداشت ، و تورات از بهر وى بز آن الواح نبشت ، چنان كه پرخوان « 1 » روش قلم بر لوح بر گوش موسى ميرسيد . اى موسى ! امروز بنام ما قناعت كن ، و در نبشتهء ما نظر كن ، تا ترا تسلى بود ، من منع من النّظر تسلّى بالاثر .
اى موسى من بكمال حكمت خود چنين حكم كردهام كه تا محمّد مرا نبيند ، و امت محمّد مرا نبينند ، ديدار به كسى ننمايم ، و من حكم خود نگردانم و در آن تبديل نياورم :
ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ
. موسى گفت : بار خدايا ! و من امّة محمّد ؟ اين امة محمّد كهاند ؟ قال :
خير امّة اخرجت للنّاس يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر ، و يؤمنون بالكتاب الاوّل
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع « برخان » آمده بمعنى آواز و صدا .