گشت . درآمدند و هر چه ديدند پاك بخوردند ، و در مردمان ايشان افتادند موى ايشان ميخوردند و پوست ايشان ميكندند ، تا بر سرهاشان مويى نماند و نه بر روى و نه ابرو و نه مژگان چشم ، و يكى از ايشان چون خواست كه لقمهاى در دهن نهد تا بدهن رسيده بودى هزاران قمّل در آن افتاده ، و هم چنان در دهن مىافتادند . يك هفته درين بلا و عذاب بماندند ، و آن گه بناليدند بموسى كه : انّا نتوب و لا نعود . اين يك بار از كفر باز گرديم و توبه كنيم و نيز شوخى نكنيم . موسى دعا كرد تا ربّ العزّة آن عذاب از ايشان برداشت ، و آن قمّل همه بيكبار مرده گشتند ، و بادى عظيم برآمد و آن زمين از ايشان پاك كرد . فرعونيان هم چنان بسر عمل خبيث خود باز شدند و گفتند : عظيم جادويى كه موسى است كه از ميان ريگ جانوران و خورندگان بيرون مىآرد .
چون يك ماه برآمد ضفادع در ميان ايشان پديد آمدند چنان كه همه سراى و خانه و كوى ايشان از آن پر گشت . يكى از ايشان بخفتى ، چون از خواب درآمدى در ميان ضفادع چنان بودى كه نتوانستى برخاستن و حركت كردن ديگ بر آتش نهادندى ديگ پر شدى ، چون يكى خواستى كه سخن گويد پيش از آنكه سخن گفتى ضفدع در دهن وى جستى . هفت روز درين بلا بودند از شنبه تا بشنبه ، پس ديگر بار بموسى آمدند و فرياد كردند و عهد بستند كه اين بار وفا كنند و عهد نشكنند . موسى دعا كرد تا ربّ العزة باران فرستاد ، و از آن سيلى عظيم برخاست ، و آن ضفادع را همه فرا پيش گرفت و به دريا راند . ايشان گفتند : بخشم كه : موسى بيش از اين كه كرد با ما چه تواند كرد ؟ و بيش ازين چه تواند خواست ؟ نه ايمان آورديم بوى و نه هرگز بر آنيم كه بوى ايمان آريم . يك ماه برآمد پس ربّ العالمين آبهاى ايشان خون گردانيد چنان شد كه يكى از ايشان آب در دست ميكرد بر دست وى خون ميشد ، و مرد قبطى و مرد اسرائيلى هر دو از يك كوزه آب ميخوردند ، اسرائيلى مىخورد آب بود ، قبطى مىخورد خون بود . اسرائيلى آب در دهن خود
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 714
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٧١٤