وَ الدَّمَ
و خون
آياتٍ مُفَصَّلاتٍ
نشانهاى پيدا نموده از يكديگر گسسته و مهلت در ميان افكنده
فَاسْتَكْبَرُوا
گردن كشيدند
وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ
( 133 ) و قومى بدكرداران بودند .
وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ
و هر گه كه عذابى ديگر برايشان افتادى ،
قالُوا
گفتندى :
يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ
اى موسى خداى خويش را خوان ، از وى خواه
بِما عَهِدَ عِنْدَكَ
به آن پيمان كه او راست بنزديك تو ما را
لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ
اگر باز برى از ما اين عذاب
لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ
ما بگرويم و ترا براست داريم
وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ
( 134 ) و گسيل كنيم با تو بنى اسرائيل .
فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ
چون باز برديم از ايشان آن عذاب
إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ
تا به آن درنگ كه ايشان درخواسته بودند ، و به آن رسند
إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ
( 135 ) آن پيمان مىشكستند و از پذيرفتن مىباز آمدند .
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ
كين كشيديم از ايشان
فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ
غرق كرديم ايشان را در دريا
بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا
بآنك ايشان بدروغ فرا داشتند سخنان ما
وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ
( 136 ) و از آن ناآگاه نشستند .
النوبة الثانية
قوله تعالى :
وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ
- پس از آنكه سحرهء فرعون ايمان آوردند موسى يك سال در مصر بود ، و ايشان را دعوت ميكرد ، و آيات و معجزات مىنمود .
سران و مهتران قوم فرعون اغرا كردند بر موسى مر فرعون را كه :
أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ
؟
موسى و قوم وى را زنده مىبگذارى ؟
لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ
تا در مصر تباهى ميكنند ؟ مردمان را بر مخالفت تو دعوت ميكنند ؟ و ديگرى را نه ترا پرستند و آنچه تو وا بنى اسرائيل كردى
هامش
1 - 5 - ج : بر .