تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
آن چوبها و رسنهاى ما به حال خود باز شدى ، و اصل آن بنماندى ، اكنون كه از آن هيچ نماند ، و در عصاى موسى پيدا نگشت ، جز او حق و راستى نيست و كار وى سحر نيست .
فَغُلِبُوا هُنالِكَ
- اى : عند ذلك .
وَ انْقَلَبُوا صاغِرِينَ
- اى : رجعوا الى منازلهم بالذّلّ قد فضحهم اللَّه و ادحض حجتهم . صاغر و داخر نامى است بنزديك عرب كم آمده را از كسى ديگر .
وَ أُلْقِيَ السَّحَرَةُ
- اين القاء ايدر نامى است هدايت و توفيق را
ساجِدِينَ
اى : خرّوا للَّه عابدين سامعين مطيعين . گفته‌اند كه : چون حق ظاهر گشت و باطل نيست شد ، و موسى غلبه كرد بر ايشان ، موسى و هارون هر دو خداى را سجود شكر كردند ، و سحره بموافقت موسى سجود كردند ، آن گه گفتند :
آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ
- فرعون گفت : ايّاى تعنون ؟ انا ربّ العالمين . چون فرعون اين ظن خطا برد ، ايشان گفتند :
رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ
.
قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ
- بر خبر بىاستفهام قراءت حفص است ، و به دو همزه بمعنى استفهام قراءت حمزه و كسايى و بو بكر . باقى بمد تمام خوانند ، يعنى كه فرعون ايشان را توبيخ كرد و انكار نمود بتصديق موسى و ايمان ايشان بىدستورى و بىفرمان فرعون ، و گفت : ايمان آورديد بموسى پيش از آنكه شما را دستورى دادم . مقاتل گفت : موسى بمهتر جادوان شمعون گفت : تؤمن بى ان غلبتك ؟ اگر من بر تو غلبه كنم و تراكم آرم به من ايمان آرى ؟ شمعون گفت : من جادويى بيارم كه هيچ جادوى به آن نرسد و غلبه نكند ، پس اگر تو غلبه كنى ناچار ايمان آرم ، كه آن نه سحر باشد كه بر سحر ما غلبه كند ، و فرعون در ايشان مىنگرست كه ايشان اين سخن ميگفتند ، از اين جهت گفت :
إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ
اى صنيع و خديعة