وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ
، و گفتند
إِنَّ لَنا لَأَجْراً
بيك همزه قراءت مكى و مدنى و حفص است بر معنى خبر ، يعنى : ما را لا بد برين جادوى مزدى است . باقى به دو همزه خوانند بر طريق استفهام بمعنى تقرير . چون ايشان جعل و مزد خود را بر وى تقرير كردند ، فرعون گفت : نعم ، آرى ، چنان است كه مىگوييد ، و شما را آنست كه ميخواهيد ،
وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
اى : و لكم من الاجر المنزلة الرفيعة عندى .
كلبى گفت : يعنى انتم اول من يدخل علىّ و آخر من يخرج .
قالُوا يا مُوسى
- اينجا اختصارى است عظيم كه : آن گه ترتيب بدادند و آن را موعدى ساختند چنان كه اللَّه گفت :
مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ
. اين روز زينت روز عيد ايشان بود ، و گفتهاند : روز نوروز موافق روز عاشورا ، همانست كه رب العزة گفت :
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
. ميگويد : فراهم آوردند جادوان را هنگام روزى را دانسته و نامزد كرده .
جاى ديگر گفت :
فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا
، فرعون گفت ايشان را :
همه هام سخن و هام دل و هام آهنگ باشيد در ساز خويش . پس همه بهم بهامون آئيد بيكبار برگتار . همه بيامدند و گفتند :
يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ
يعنى عصاك
وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ
لعصيّنا و حبالنا . چون روى به روى آوردند ، بموسى « 1 » گفتند : يا موسى تو پيشتر عصاى خود بيفكنى يا ما پيشتر بيفكنيم آنچه با ما است ؟
موسى گفت :
أَلْقُوا
ان كنتم محقّين . القوا ما يصح و يجوز . بيوكنيد « 2 » .
اگر شما بر حقايد آنچه راست است و درست و روا . ايشان آن چوبها و رسنهاى فراوان بيوكندند « 3 » در آن هامون ، مىنمودند بموسى از جادوى ايشان كه آن همه مارهااند زنده ، كه نهيب مىبردند بموسى و درو مىيازيدند .
هامش
( 1 ) - ج : با موسى .
( 2 ) - ج : بيفكنيد .
( 3 ) - ج : بيفكندند .