وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
. اين صدّ از سبيل از بهر آن گفت كه در مكس كه عشّار ستاند قطع افتد سبيل را ، و صدّ از آن ، و چون چيزى چنين بود حرج افتد بر حاج و معتمر و زائر و طالب علم و و اصل رحم و مجاهد . نه بينى كه ابليس روز طرد چه گفت :
لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ
كه آن همه در تحت آنست . و گفتهاند : اين خطاب با قطّاع طريق است ، ايشان كه راه به بيم دارند ، و كاروان زنند ، و قتل و غارت كنند . و حكم اين در موضع خويش گفتهايم . و گفتهاند اين آيت در شأن آن كافران است على الخصوص كه بر سر راه مىنشستند تا كسى كه قصد شعيب داشت تا با وى ايمان آرد ، از وى باز دارند ، و بترسانند . همى گفتند : شعيب مردى دروغ زن است فتان . نگر كه بوى ايمان نياريد ، و بر وى نرويد ، كه بباطل وى فريفته گرديد ، و از دين خويش بيفتيد ، ربّ العالمين گفت ايشان را : چنين مكنيد ، و مؤمنان را از وى باز مداريد ، و ايشان را مترسانيد .
وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
- اين سبيل ايدر « 1 » دين است ميگويد : دين خدايى را مىعيب جوييد كه آن را كژى مىنمائيد
تَبْغُونَها عِوَجاً
اى تبغون لها عوجا .
عوج بكسر عين كژى بود در چيزى ناديدنى ، چون دين و عهد و نسب و جز از آن .
اما در چيزى ديدنى عوج است بفتح عين چون ديوار و چوب و جز از آن . و گفتهاند :
صراط در همهء قرآن به دو معنى آيد : يكى بمعنى طريق ، چنان كه درين آيت گفت :
بِكُلِّ صِراطٍ تُوعِدُونَ
، اى بكل طريق . همانست كه در سورهء الصافات گفت :
فَاهْدُوهُمْ إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ
يعنى الى طريق الجحيم . وجه دوم صراط است بمعنى دين ، چنان كه گفت :
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
اى الدّين المستقيم ، و در سورة الانعام گفت :
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً
،
وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً
، و نظير اين در قرآن فراوان است .
وَ اذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ
- اى فأكثر عددكم بعد القلة ، و أعزّكم
هامش
( 1 ) - ج : اينجا