تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
گويند ، و در قيام روا دارند ، چنان كه : استوى رسول اللَّه ( ص ) على المنبر . و « استواء » در لغت كه بر پى آن « الى » آيد صعود است و عمد ، چون
اسْتَوى إِلَى السَّماءِ
در سورة البقرة و در حم يعنى عمد و صعد ، اما استواء بمعنى استيلاء و غلبه از ترهات جهميان است ، و اين كفر است از دو وجه : يكى آنكه استيلاء و غلبه پس از عجز و ضعف گويند ، و اين استواء بر عرش فعلى است كه رب العالمين خود را اثبات كرد بوقتى مخصوص ، يعنى پس از آفرينش آسمان و زمين . آن كس كه استواء بر استيلاء نهد صريح بگفت كه پس از خلق آسمان و زمين بر عرش مستولى شد ، و غلبه كرد ، يعنى كه پيش از آفرينش آسمان و زمين مستولى نبود ، و عاجز بود ، و اين كفر محض است . و ديگر وجه آنست كه استيلاء درست نباشد مگر ميان دو كس ، دو پادشاه ، مثلا كه با يكديگر خصومت گيرند در ملكى يا در شهرى ، پس به آخر چون يكى بر آن ديگر غلبه كند ، گويند : استولى فلان على بلد كذا ، و معلوم است كه خداى را جل جلاله هرگز منازع نبود و نيست در عرش و در غير آن . پس كسى كه « استولى » ميگويد خداى را منازعى پديد مىكند ، كه بعد از خلق آسمان و زمين اللَّه بر وى غلبه كرد ، بر عرش مستولى شد ، و اين سخن محض شرك است و عين كفر ، تعالى اللَّه عن قول الجهمية الضّلّال و تأويلهم المحال علوا كبيرا . و درست است از ام سلمه كه گفت : الاستواء ايمان ، و الجحود به كفر ، و همچنين روايت كرده‌اند از مالك و انس . و اگر لفظ استواء را بتأويل حاجت بودى نگفتى كه الاستواء غير مجهول ، و اگر به ظاهر آن برفتن روا نبودى نگفتى كه : الاقرار به ايمان ، كه از ظاهر برگشتن انكار است نه اقرار ، و اقرار تسليم است و ترك تأويل . و عرش در لغت عرب سرير است ، و مذهب اهل سنت و جماعت اينست ، و مصطفى ( ص ) عرش را فوق و تحت و يمين و ساق گفت ، و آن را حاملان‌اند از فريشتگان ،