جهان
بُشْراً
بشارت دهان
بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ
پيش باران فا ( 1 )
حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ
تا آن باد برگيرد
سَحاباً ثِقالًا
ميغهاى گران
سُقْناهُ
ميرانيم ما آن را
لِبَلَدٍ مَيِّتٍ
بسوى زمينى يا مردم و جانور از تشنگى مرده
فَأَنْزَلْنا بِهِ الْماءَ
تا فرو فرستيم به آن ميغ در زمين آب
فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
تا بيرون آريم با آن از هر ميوهها ميغ در زمين آب
فَأَخْرَجْنا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
تا بيرون آريم با آن از هر ميوهها
كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى
چنين هن ( 2 ) بيرون آريم فردا از خاك مردگان را ببانگى
لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
( 57 ) . اين باز نموديم تا با اين آن دريابيد و بديدار اين آن را در ياد آريد .
وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ
و زمين پاك ، تربت خوش خاك
يَخْرُجُ نَباتُهُ
بيرون آيد از آن نبات
بِإِذْنِ رَبِّهِ
بخواست خداى چنان كه خواهد
وَ الَّذِي خَبُثَ
و آن زمين باز كه خاك آن ناپاك است و ناخوش
لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً
پس بيرون نيايد نبات آن مگر اندكى دژورد
كَذلِكَ
همچنين
نُصَرِّفُ الْآياتِ
از روى برويى ميگردانيم و از راه به راه سخنان خود و باز نمودهاى خود
لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ
( 58 ) گروهى را كه سپاسدارى كنند .
النوبة الثانية
قوله تعالى :
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
- اى فى مقدار ستة ايام . خلاف است ميان علما كه اين شش روز روزگار كوتاه است چنان كه در عهد ما است ، يا روزگار دراز كه اللَّه ميگويد :
وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
. حسن گفت : روزگار كوتاه است ، و نقلهء اخبار و بيشترين مفسران بر آنند كه روزگار دراز است ، روزى هزار سال .
هامش
1 - يعنى پيش از باران . 2 - نسخهء ج « هن » را ندارد .