تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
وَ الْإِثْمَ
- يعنى الذنوب كلها ، و قيل : هو ما دون الحد ، و قيل : هو الخمر .
وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ
- بغى نامى است دو چيز را : بيداد جستن را و حسد بردن را ، اما آنچه بيداد است و افزونى جستن ، آنست كه گفت :
وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ
،
إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ
،
إِذا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ
،
بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ
،
وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ
،
وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ
- اين همه بمعنى بيداد است و افزونى جستن به چيزى كه آدمى را آن نرسد ، يا بدليرى بارى بر خود نهادن كه با آن نتاود ، يا كارى در گرفتن كه علم آن نداند ، يا خود را بىكردار چيزى بيوسيدن كه آن نيرزد ، و گذارهء حق خود طلب كردن از گفت يا كرد كه وى را نرسد و نسزد . و آنچه حسد است در قصهء جهودان است كه در مصطفى ( ص ) و در نبوّت وى و در امت وى حسد بردند . آنست كه گفت :
بَغْياً أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
. و جاى ديگر گفت :
إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ
. جاى ديگر اين بغى را تفسير كرد ، گفت :
حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ
. و گفته‌اند : آنچه در دل آيد آدمى را حسد آنست ، چون كرد و گفت آن حسد بغى گشت . و در خبر است از مصطفى ( ص ) كه گفت : « اذا ظننتم فلا تحققوا ، و اذا حسدتم فلا تبغوا ، و اذا تطيرتم فلا ترجعوا » . ميگويد : چون شما را پنداشتى در دل آيد ، و در مسلمانى ببدى ظنى بريد ، آن پنداشت و آن ظن فرا درستى مبريد ، و كه ( 1 ) شما را از كسى بدى در دل آيد ، بر آن كس بيرون ميائيد ، و كه ( 2 ) شما را فال بد افتاد ، در آن كار كه ميرويد ، يا بر آن راه ، برمگرديد .
هامش
1 - كه بمعنى چون است چنان كه در موارد ديگر نيز به همين معنى مكررا آمده است و در نسخهء الف غالبا در مفهوم چون ، « كه » ديده مىشود . 2 - ج : چون .