تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
جز با شكل خود نسازد ، و جز بجنس خود نگرايد ، و جز با همچون خودى آرام نگيرد . آن جلال قدم است و عزت احديت كه از اشكال و امثال و اجناس پاك است ، و مقدس متفرد بجمال و جلال خود ، متعزز بصفات كمال خود . هميشه هست ، و از همه چيز نخست به خود بزرگوار ، و با همه نيكوكار ، و ببزرگوارى و نيكوكارى سزاوار . آن گه گفت :
فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ
آنچه خواهيد ، چنان كه خواهيد درين بهشت ميخوريد ، و مىنازيد ، و گرد اين يك درخت مگرديد . ايشان را از خوردن آن نهى كرد ، و در علم غيب خوردن آن پنهان كرد ، و آن قضا بر سر ايشان روان كرد ، تا ايشان عجز و ضعف خود بدانند ، و عصمت از توفيق الهى بينند نه از جهد بندگى .
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ
- اين هم از امارات عنايت است و دلائل كرامت ، كه گناه ايشان كردند ، و حوالت بر وسوسهء شيطان كرد كه :
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ
. آن گه در عنايت بيفزود ، گفت :
لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما
- گفتا : عورت ايشان هم بر ايشان پيدا كرد نه بر ديگران . گفته‌اند كه : آدم و ابليس پس از آن هر دو بهم « 1 » رسيدند . آدم گفت : يا شقى ! وسوست الىّ و فعلت ما فعلت . اى شقى دانى كه چه كردى تو با من ؟ ! و چه گرد انگيختى در راه من ؟ ! ابليس گفت : يا آدم ! هب انى كنت ابلستك ، فمن كان ابلسنى ؟ گيرم كه ترا من از راه بردم ، با من بگوى كه مرا از راه كه ببرد ؟ و گفته‌اند كه : ايشان هر دو فرمان بگذاشتند ، لكن فرقست ميان ايشان . زلت آدم از روى شهوت بود ، و زلت ابليس از راه كبر ، و كبر آوردن صعب‌تر از شهوت راندن . گناهى كه از شهوت خيزد عفو در آن گنجد . گناهى كه از كبر خيزد ايمان در سر آن شود . در خبر است كه : « الكبرياء ردائى ، و العظمة ازارى ، فمن نازعنى فى واحد منهما قصمته » .
فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما
- هر كه بر خلاف فرمان حق بر پى شهوت نفس
هامش
( 1 ) - ج : برهم .