و زنوها قبل أن توزنوا ، و تهيئوا للعرض الاكبر . ميگويد : اعمال خويش را وزن كنيد پيش از آنكه بر شما وزن كنند ، و شمار خويش برگيريد ، و در كار خود نظر كنيد ، كه عرض اكبر را و انجمن قيامت را چه ساختهايد ؟ اينست كه رب العالمين گفت :
وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ
، و در خبر است كه عاقل را چهار ساعت بود كه سعادت خويش در آن طلب كند ، و روزگار خويش به آن بيارايد : ساعتى كه در آن حساب خويش كند ، و اعمال و احوال خود سنجد ، و ساعتى كه وى را در آن با حق رازى بود ، و نيازى نمايد ، و ساعتى كه در آن تدبير معاش خويش بجاى آرد ، و ساعتى كه در مناجات و بدانچه او را دادند از دنيا بياسايد .
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ
- پيران طريقت و ارباب معرفت گفتند : موازين مختلف است : نفس و روح را ميزانى است و قلب و عقل را ميزانى ، و معرفت و سر را ميزانى .
نفس و روح را ميزان امر و نهى است ، و هر دو كفهء آن كتاب و سنت . قلب و عقل را ميزان ثواب است ، و هر دو كفهء آن وعد و وعيد است . معرفت و سر را ميزان رضا است ، و هر دو كفهء آن هرب و طلب . هرب از دنيا بگريختن است ، و در عقبى آويختن ، و طلب عقبى بگذاشتن است ، و مولى را جستن . همه چيزى تا نجويى نيابى ، و حق را تا نيابى نجويى .
از آنست كه طالبان حق عزيزاند .
پير طريقت گفت : الهى ! اگر كسى ترا بطلب يافت ، من خود طلب از تو يافتم . ار كسى ترا بجستن يافت ، من بگريختن يافتم . الهى ! چون وجود تو پيش از طلب و طالب است ، طالب از آن در طلب است كه بىقرارى برو غالب است . عجب آنست كه يافت نقد شد و طلب بر برنخاست . حق ديده ور شد ، و پردهء عزت بجاست !
اى جمالى كز وصالت عالمى مهجور و دور * بر ميانشان از غمت جز حيرت و زنار نيست