نمود ، عناية الازليّة كفاية الأبدية .
كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ
- عهد خصصت به من بين الانبياء انك خاتم الرسل ، و عهدك خاتم العهود ، تشرح به صدرا ، و تقرّ به عينا . يا محمد ! چشم روشن دار ، و دل شاد و جان خرّم « 1 » ، كه از ميان پيغامبران گوى سبق تو بردى ، و دولت مواصلت در عين مشاهدت تو يافتى . پيغامبران همه بر خبراند ، و تو باعيان . شراك نعلين تو آمد تاج همگان .
فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ
- يا محمد ! نگر تا رگ غيرت نينگيزى ، و حرج در دل خود نيارى ، بدان سبب كه ما با موسى بر طور سخن گفتيم ، كه آنچه گفتيم همه در كار تو گفتيم ، و حديث تو كرديم . همانست كه آنجا گفت :
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا
. يا محمد ! و اگر با موسى سخن گفتيم ، از پس پرده گفتيم ، و با تو در خلوت
« أَوْ أَدْنى »
بر بساط انبساط خود دانى كه چه رفت و چه بود ؟ !
زان گونه پيامها كه او پنهان داد * يك ذره به صد هزار جان نتوان داد .
فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ
- اينجا لطيفهاى نيكوست .
فِي صَدْرِكَ
گفت ، و فى قلبك نگفت ، از آنكه حرج را بصدر راه است ، و بقلب راه نيست .
جاى ديگر گفت :
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ
. اضافت ضيق با صدر كردند نه با قلب ، از آنكه قلب در محل شهود است ، و لذّة نظر ، و دوام انس ؛ و با لذت نظر و انس شهود حرج نبود . مصطفى ( ص ) ازينجا گفت :
« تنام عيناى و لا ينام قلبى » .
اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ
الاية - اى شما كه خلائقايد ! عقلهاى مدخول را و بصائر معلول را در بوتهء اتباع فرو گذاريد ، و خود رايى و خود پسندى در باقى كنيد ، كه خود رايى را نوايى نيست ، و خود پسندى را روى نيست . نقادان دين اسلام و
هامش
( 1 ) - ج : و جان شاد و دل خرم .