آخر كه ميداند آنچه دانست . ظاهر بدانچه ساخت در جهان ، باطن از وهمهاى پنهان ، فراخ بخشايش است و مهربان ، يگانه و يكتاست از ازل تا جاودان ، واحد و وحيد در نام و در نشان ، رازها شنود چه آشكارا و چه نهان ، مايهء رميدگان ، و پناه مضطران ، و يادگار بىدلان :
بر ياد تو بىتو روزگارى دارم * در ديده ز صورتت نگارى دارم !
جنيد گفت : بسم اللَّه هيبته ، و فى الرحمن عونه ، و فى الرحيم مودته و محبته .
اللَّه اشارت است بجلال الوهيت و عزت احديت . رحمن اشارت است بكمال نعمت و حسن معونت و عموم رحمت بر كافهء بريّت . رحيم اشارت است به مهر و محبت خصوصا با اهل كرامت . حسين منصور گفت : « بسم اللَّه » از بنده چنان است كه كاف و نون از حق . چون حق گويد جل جلاله : « كن » ، پيش از آنكه كاف بنون پيوندد ، بفرمان اللَّه عالمى در وجود آيد . همچنين بنده چون بصدق گويد : « بسم اللَّه » ، بر هر چه خواند راست آيد ، و آنچه خواهد يابد بگفتار « بسم اللَّه » . قومى حروف « بسم اللَّه » تفسير كردهاند كه « با » برّ خدا است با پيغامبران بالهام نبوت و رسالت . سين سرّ خدا است با عارفان بالهام انس و قربت . ميم منت خدا است بر مريدان بدوام نظر رحمت . الف آلاء اوست . لام اول لطف او . لام دوم لقاء او . هاء تنبيه و ارشاد او . ميگويد : بآلاء اللَّه و لطفه وصل من وصل الى لقاء اللَّه فانتبهوا .
در اخبار موسى ( ع ) آوردهاند كه رب العزة در مقام مناجات با وى گفت : يا موسى ! انا اللَّه الرحمن الرحيم . الكبرياء نعتى ، و الجبروت صفتى ، و الدّيّان اسمى ، فمن مثلى ؟
زهى سخن پر آفرين ، و بر دلها شيرين ، نظم پاك ، و گفت پاك ، از خداوند پاك . نظم بسزا ، و گفت زيبا ، و علم پاك ، و مهر قديم ، آئين زبان ، و چراغ جان ، و نثار جاودان . همى گويد : اى موسى ! منم خداوند همگان ، بار خداى مهربان ، كريم و لطيف ، نوازندهء