بندگان ، دارندهء جهان ، و نعمت بخش آفريدگان ، و نوبت ساز جهانيان . الكبرياء نعتى .
اى موسى ! برترى و بزرگوارى نعت من ، جبارى و كامگارى « 1 » صفت من ، ديّان و مهربان نام من ، در عالم خود كه چون من ؟ اميد عاصيان به من ، درمان بلاها از من ، شادى درويشان بفضل من ، آرام ايشان بوعد من ، منزلشان بر درگاه من ، نشستن ايشان بامّيد وصل من ، بودن ايشان در بند عهد من ، آرزوى ايشان سلام و كلام من ، شادى ايشان بديدار من .
المص
- گفتهاند كه : علم همه چيز در قرآن است ، و علم قرآن در حروف اوائل سور است ، و علم حروف در لام الف است ، و علم لام الف در الف است ، و علم الف در نقطهء حقيقى است ، و علم نقطه در معرفت اصلى است ، و علم معرفت اصلى در مشيت ازلى است ، و علم مشيت در غيب هويت ، و غيب هويت را غايت نيست ، و آن را دريافت نه « 2 » ، كه وى را مثل و مانند نيست :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
.
حسين منصور گفت : الف الف ازل است و لام لام ابد ، و ميم ما بين الازل و الابد ، و صاد اتصال قومى و انفصال قومى . صد هزار مدعى را بسموم آتش قهر بسوزند ، و در وهدهء انفصال افكنند ، تا يك جوانمرد را بنعت لطف در دائرهء اتصال آرام دهند ، و تشنگى وى را بشربت طهوريت بنشانند . سرهاى سروران قريش را بسى در خاك مذلت بريدند ، چون بو جهل و بو لهب و عتبه و شيبه و وليد مغيره و امثال ايشان ، تا نقطهء در دل « 3 » سلمان و بلال و بو درداء سر از مطلع دولت خويش برزد ، و در حمايت عنايت سيد اولين و آخرين محمّد مرسل شد . آرى عقدى است كه در اول بستهاند ، و عطرى است كه در ازل سرشتهاند ، و خلعتى است كه در كارگاه ازل بافتهاند ، و كس را بر آن اطلاع ندادهاند .
صد هزار جان مقدس فداء آن يك ذره عنايت باد كه روز ميثاق بر جانهاى عاشقان تجلى
هامش
( 1 ) - ج : كامرانى .
( 2 ) - ج : نيست .
( 3 ) - ج : درد دل .