ابليس درو طعن كرد ، و حسد برد . خلافت با آدم بماند و ابليس بلعنت باز گشت :
« وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي »
. داود خليفه بود . جهودان درو طعن كردند . خلافت وى را بماند ، و جهودان ملعون شدند .
لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ
الاية بو بكر خليفه بود ، رافضيان برو طعن كردند ، خلافت او را بماند ، و رافضى بلعنت بماند درين جهان و در آن جهان ، چنان كه گفت :
« لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
« 1 » .
وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ
- ميگويد : شما را برداشت زبر يكديگر بدرجها ، يكى را بدانش ، يكى را به نسبت ، يكى را بمال ، يكى را بشرف ، يكى را به صورت ، يكى را بصوت ، يكى را به قوت .
لِيَبْلُوَكُمْ
- اى : ليبتليكم فيما اعطاكم ، ليخبركم فيما رزقكم ، تا شما را بيازمايد به آن نعمت و روزى كه شما را داد ، تا شكور يابد شما را يا كفور ، مطيع يا عاصى . آن گه گفت : اگر عاصى شويد سريع العقاب و اگر مطيع شويد غفور رحيمام .
سَرِيعُ الْعِقابِ
گفت ، و اين عقوبت بقيامت خواهد بود ، يعنى كه قيامت نزديك است ، و رستاخيز به زودى خواهد بود ، و لهذا قال تعالى :
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ قَرِيباً
، و قال :
ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ
.
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
- فضلا ،
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها
عدلا . اى خداوندى كه اگر فضل كنى فضل ترا حد نيست ، ور عدل كنى بر عدل تو رد نيست . اگر فضل كنى تو از ديگران چه داد و چه بيداد ! ور عدل كنى تو ، فضل ديگران چون باد . ار فضل كنى بفضل سزايى ، ور عدل كنى سزد كه نيفزايى . از فضل اوست كه حسنات بنده يكى ده شود ، و از فضل او سيئات
هامش
( 1 ) - اين آيه ربطى برافضيان ندارد ، و مؤلف تأويلى بى مورد كرده است .