يأكلون رزقى ، و يشكرون غيرى ! يا محمّد ! لم اكلفهم عمل الغد ، و هم يطلبون منى رزق غد !
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ
- اين آيت امت محمّد را هم تهنيت است ، و هم مدحت ، و هم بشارت . تهنيت بسزا ، و مدحت نيكو ، و بشارت تمام . خبر ميدهد كردگار قديم ، و رهى دار كريم ، جل جلاله ، كه شما كه رهيگان امت محمّدايد وارثان زمين شماايد ، خليفتان خلق و بهينهء ذريت آدم ، امت پيغامبرى مهينهء خلق عالم .
اى شما كه خلائقايد ! بكتم عدم باز شويد ، و بروز نامهء خود فرو نگريد ، تا رقم عزل بينيد ، كه ما در ازل منشور كاينات بنام امت محمد نوشتيم « 1 » .
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
- بندگانى كه خورشيد فلك ارادت ايشانند ، مقبول شواهد الهيت ايشانند ، مستقر عهد دولت اسلام ايشانند . لختى صدر اول بودند صحابهء مصطفى ، سرهنگان درگاه خدا ، انصار نبوت و رسالت ، و اشراف دولت اسلام ، و ملوك مقعد صدق . جوگى « 2 » به آخر رسيدند ، و در عالم روش سابقان پيوستند . جلال احديت بصائر ايشان را سرمهء عنايت كشيد ، تا بجمال نبوت و رسالت سيد انبيا بينا گشتند ، و بر اتّباع سنت مبارك وى كمر بستند ، و بدوستى وى راست رفتند ، لا جرم از حضرت نبوت اين تحفه يافتند كه : « واشوقاه الى لقاء اخوانى ! آن صدر اول و اين جوگ « 3 » آخر آنند كه گفت رب العزة جل جلاله :
ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ
، و مصطفى ( ص ) بهر دو اشارت فرموده ، و لا حقه بسابقه در رسانيده ، و گفته :
« مثل امتى مثل القطر ، لا يدرى اوله خير ام آخره » ؟
و اللَّه اعلم .
هامش
( 1 ) - ج : نبشتيم .
( 2 ) - ج : جوقى .
( 3 ) - ج : جوق .