تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣

النوبة الثالثة

قوله تعالى :
وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ
- بدان كه رب العزّة جل جلاله ، و تقدست اسماؤه ، و تعالت صفاته ، و توالت آلاؤه و نعماؤه ، بجلال قدرت و كمال عزت خلق را بيافريد ، و بلطافت صنعت و نظر حكمت و كرم بىنهايت ايشان را تربيت كرد ، و نعمتهاى بىنهايت هم از روى ظاهرهم از روى باطن بر ايشان تمام كرد ، گفت :
« وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً »
. آن گه از بنده شكر نعمت درخواست ، گفت :
« وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ »
. اگر شرط بندگى مىنمائيد ، شكر نعمت بجاى آريد ، و نعمت خداوند خويش را در مخالفت او نه در ظاهر نه در باطن به كار مداريد . اينست كه گفت جل جلاله :
وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ
. چنان كه نعمت دو قسم نهاد : ظاهر و باطن ، مخالفت را دو قسم نهاد : ظاهر و باطن . نعمت ظاهر كما خلق است ، و نعمت باطن جمال خلق . همچنين در مقابلهء آن اثم ظاهر مخالفت است كه در جوارح ظاهر رود ، و اثم باطن دوست داشتن معصيت است كه در دل رود . اينست كه سهل تسترى گفت در معنى آيت : اتركوا المعاصى بالجوارح و حبّها بالقلوب . و گفته‌اند : اثم ظاهر طلب دنيا است و اثم باطن طلب بهشت . هر چند كه طلب بهشت بر لسان علم معصيت نيست ، اما در طريق جوانمردان و ذوق عارفان طلب بهشت طلب نعمت است ، و در طلب نعمت باز ماندن است از راز ولى نعمت ، و ناز حضرت ، و هر چه ترا از راز و نياز باز دارد ، ايشان شرك شمرند ، و معصيت دانند ، اگر چه در حق قومى طاعت و عبادت بود ، و فى معناه انشدوا :
بهر چه از راه باز افتى ، چه كفر آن حرف و چه ايمان * بهر چه از دوست وا مانى ، چه زشت آن نقش و چه زيبا .
وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
- خوردن بشهوت ديگر است ، و