تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
و كيفيت بينايى ندانند ، و تخصيص اين دو حدقه در بينايى بيرون از عضوهاى ديگر هيچ در نيابند . چون خلق را احاطت و دريافت بصر خويش و رسيدن بكنه آن نيست ، چون روا باشد كه ايشان را احاطت بود بكنه جلال عزت ، و ادراك لم يزل و لا يزال . اگر معتزلى در نفى رؤيت بعموم اين آيت تمسك كند ، جواب وى آنست كه اگر چه لفظ عام است تخصيص در آن شد ، كه اللَّه جاى ديگر ميگويد :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
. پس به دنيا مخصوص است نه بآخرت ، چنان كه بيان كرديم . و تخصيص عموم در مذهب اصوليان در لغت عرب روا است و روان . جواب ثانى آنست كه : نفى ادراك اقتضاء نفى رؤيت نكند ، چنان كه باوّل شرح داديم . نبينى كه آسمان مرئى است ، و مدرك نيست . آفتاب و ماهتاب هر دو مرئىاند ، و ذات ايشان مدرك نيست ، و رسيدن به طول و عرض و حد مساحت آن نيست . اين همچنانست كه گفت :
« وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً »
احاطت نفى كرد ، و نفى احاطت اقتضاء نفى علم نكند ، فانّه معلوم جل جلاله . همچنين نفى ادراك اقتضاء نفى رؤيت نكند . جوابى ديگر بعضى متأخران گفته‌اند : لا تدركه الأبصار و انما يدركه المبصرون . آن گه گفت :
وَ هُوَ اللَّطِيفُ
- اوست خداوند باريك دان دور در بينش . « الخبير » دانا بهر كار ، آگاه بهرگاه ، اما معنى لطيف بتحقيق آنست كه دقائق مصالح بندگان شناسد ، و غوامض احوال و كار ايشان داند ، ما دقّ منها و ما لطف . از كار و مصالح خلق هيچ دقيقه و هيچ لطيفه بوى فرو نشود . آن گه بر سبيل رفق نه بر سبيل عنف آن منافع و مرافق ببندگان رساند ، و راه آن مصالح بايشان نمايد . چون رفق در فعل و لطف در علم بهم آيد ، لطيف بر كمال بود ، و جز اللَّه را جل جلاله كمال اين معنى و سزاوارى اين نام نيست ، و رب العالمين در قصهء لقمان ميگويد :
يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ
.